شرکت پاک آب نوین عرضه کننده جدید ترین و پیشرفته ترین سیستمهای تصفیه آب خانگی با بهره گیری از تکنولوژی RO در ایران.
با یک سال گارانتی و پنج سال خدمات پس از فروش.
آدرس دفتر مرکزی:کرج شاهین ویلا ابتدای بیستم شرقی قلم.
آدرس فروشگاه: کرج خیابان داریوش چهار راه قنادی زبیدی جنوبی.
دفتر مرکزی: ۰۲۶۱۴۴۳۱۳۲۹
بخش فروش:۰۹۳۵۹۴۴۹۸۷۳
کادر فنی: ۰۹۱۰۲۰۶۲۹۷۵
و کبد و انواع سرطانها هستند برای سلا متی خود و خانواده خود چقدر حاضرید تلاش کنید ؟
از آلودگیهای آب چه اطلاعی دارید ؟
آیا قبل از نوشیدن لیوان آب به آن نگاه کرده اید
به کودکان خود بیندیشید استفاده از آب بهداشتی و سالم وسبک حق آنهاست
ارمغان ما آب سالم و گوارا به شما است.
شرکت پاک آب نوین کوثر با مدیریت مهندس امیر انتصاری عرضه کننده جدید ترین و پیشرفته ترین سیستمهای تصفیه آب خانگی با بهره گیری از تکنولوژی RO در ایران.
با یک سال گارانتی و پنج سال خدمات پس از فروش.
دفتر مرکزی:
02612508495
09359449873
09102062975
اصغر رياضتي امروز در يكصد و چهل و سومين جلسه علني شوراي شهر تهران به هنگام بررسي يك فوريت طرح پيشنهاد تأمين بودجه مورد نياز سال 88 شركت فاضلاب شهر تهران در رابطه با آخرين وضعيت اجراي پروژه گفت: سالانه 4 هزار و 500 تن نيترات وارد آب تهران ميشود كه افزايش بيش از حد آن خطرات جدي را به همراه دارد.
واژه بيوتكنولوژي (زيست فناوري) نخستين بار در سال 1919 توسط Karl Ereky به مفهوم كاربرد علوم زيستي و اثر متقابل آن ها در فناوري هاي ساخت بشر به كار برده شد (1). به طور كلي هر گونه فعاليت هوشمندانه بشر درخلق، بهبود و عرضه محصـــولات گوناگون با استفاده از موجودات زنده مخصوصاً از طريق دستكاري ژنتيكي آنها در سطـح مولكـولي، در حوزه بيوتكنولوژي قرار ميگيرد (1).برخي كاربردهاي سنتي زيست فناوري عبارتند از: اصلاح نباتات و دام، تهيه نان ، ماست و پنير كه سپس توليد انواع آنتي بيوتيك ها، انسولين انساني و اينترفرون را نيز شامل گرديد (2 و 3). در حال حاضر با ظهور فناوري DNA نوتركيب، دستكاري ژن ها و انتقال ژن از يك موجود زنده به ديگري يا به عبارت ديگر مهندسي ژنتيك ، ظرفيت بهره گيري از اين فناوري به نحو فزايندهاي افزايش يافته است (4).كميته ملي زيستفناوري كشور بيوتكنولوژي را اينگونه تعريف كرده است: بيوتكنولوژي (زيست فناوري) عبارت است از كاربرد علوم مختلف در استفاده مستقيم يا غير مستقيم از موجودات زنده، قسمتي از بدن و يا فرآورده هاي آنها در اشكال طبيعي يا تغيير يافته. به عبارت ديگر، زيست فناوري شامل عضوي از فناوري هاست كه در آن از موجودات زنده و يا اجزاي آنها بهره گرفته ميشود (5).اين تعريف، گستره وسيعي از رشته هاي مختلف علوم و فنون را در بر مي گيرد. چنانكه ميتوان زمينه هاي فعاليت زيست فناوري را در بخش هاي كشاورزي، پزشكي ، دام و آبزيان، فراوردههاي غذايي و داروئي ، صنعت و محيط زيست فراهم نمود. پيشرفتهاي چشمگير زيست فناوري در دهههاي اخير (به ويژه پس از دستيابي به روشهاي نوين مهندسي ژنتيك در جداسازي ژنها، دستكاري و انتقال آنها از موجودي به موجود ديگر) آن را به عنوان يكي از مهمترين فناوري هاي مولد در حال و آينده معرفي كرده است.به طور كلي زيست فناوري يكي از محورهاي اساسي توسعه در بسياري از كشورها قلمداد شده و در تنظيم راهكارها و برنامه هاي ملي توجه جدي به آن معطوف گرديده است (5).در قرن 21 با توجه به افزايش بي رويه جمعيت و نياز به تأمين مواد غذايي، زيست فناوري كشاورزي مورد توجه خاص قرار گرفته است. گياهان زراعي تراريخته پرمحصول و مقاوم گوناگوني مانند ذرت، برنج، سويا، گوجه فرنگي و گندم توليد شده و تكنيكهاي نوين زيست فناوري در افزايش توليد شير و گوشت دام موثر واقع شدهاند.تأمين سلامت و بهداشت جمعيت بيش از شش ميلياردي ساكنان كره زمين از طريق توليد داروهاي نوتركيب و واكسن ها، دستيابي به روشهاي درمان كم هزينه بيماريها، يافتن درمان بيماريهاي صعب العلاج و تشخيص سريعتر و مؤثرتر بيماري هاي گوناگون از جمله بيماريهاي ژنتيكي از وظايف زيست فناوري پزشكي ميباشد.رويكرد جديد به محيط زيست در قرن حاضر، در نظر گرفتن آن به عنوان يك جزء از سرمايه ملي كشورها و در نتيجه لزوم حفظ آن با استفـاده از زيست فناوري از مهم ترين دغدغه هاي بشر در قرن حاضر است. حذف مؤثر آلايندههاي محيطي خطرناك از محيط زيست با استفاده از ميكروارگانيسمهاي پالايشگر آلودگـي و استـفاده از تكنيكهاي حفظ، نگهداري و حراست از ذخاير ژنتيكي كشور از جمله كاربردهاي زيست فناوري در زمينه محيط زيست مي باشد.كاربردهاي زيست فناوري در صنعت كه منجر به توليد محصولات گوناگون با صرف هزينه و انرژي كمتر، ضايعات اندك و از همه مهمتر با كمترين اثر مخرب بر محيط زيست مي شود، باعث شده كه از اين فناوري به عنوان يكي از پاكترين و در عين حال سودآورترين بخش هاي صنعت ياد شود. زيست فناوري همچنين توليد محصولات نويني را كه قبلاً از روش هاي ديگر امكان توليد آن وجود نداشته يا بسيار سخت و دشوار بوده، ممكن ساخته است |
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين تجهيزات قدرتمند موسوم به (LHC (LARGE HADRON COLLIDER در يك تونل زيرزميني به طول 27 كيلومتري در محيط دايرهيي مستقر است.
شتابگر اروپايي قرار است حالتها و شرايط درست بعد از پديده بيگ بنگ يا انفجار بزرگ را دوباره خلق كند تا موقعيت براي مطالعه و تحقيقات دانشمندان فراهم شود.

بسياري از دانشمندان معتقدند كه جهان پس از پديده انفجار بزرگ شكل گرفته است.
اين شتابگر در جستوجوي برخورد دو پرتو از ذرات در سرعتي نزديك به سرعت نور خواهد بود.
نخستين تلاش براي چرخاندن يك پرتو در LHC در روز 10 سپتامبر (20 شهريور) صورت خواهد گرفت.
LHC با توليد پرتوهايي كه هفت برابر بيشتر از پرتوهاي توليد شده توسط هر نوع دستگاه شتابگر در گذشته، انرژي دارد، مرز جديدي را در دانش فيزيك مورد مطالعه قرار خواهد داد.
به کمک اين تجهيزات قرار است شعاع هاي حاوي ذرات پروتن (از مشتقات اتم) با سرعتي نزديک به سرعت نور به يکديگر تابيده و با هم برخورد کنند. در نتيجه بر خورد مستقيم آنها انتظار مي رود حرارتي ايجاد شود که مقدار آن يک تريليون درجه سانتيگراد تخمين زده مي شود.
حرارت ناشي از برخورد مشتقات اتم به ايجاد نقطه سياهي مي انجامد که داراي غلظت فوق العاده است. اين غلظت بالا، به نوبه خود جاذبه اي ايجاد مي کند که در نتيجه آن محيط اطراف نقطه سياه، به درون آن بلعيده مي شوند.
قدرت کشش و مکندگي سياهچاله ها به حدي است که حتي نورهاي اطراف آن نيز به درون نقطه سياه فرو مي روند، به اين دليل نقطه سياه قابل رويت نيست!
شتابگر عظيم سرن که قرار است روز چهارشنبه، اين تجربه بزرگ را در اندازه اي کوچک تکرار کند در فاصله هشت تا 11 ماه آگوست ( ماه ميلادي گذشته) مورد آزمايش قرار گرفته و تجربه بزرگتر و اصلي آن قرار است در 21 ماه اکتبر آينده صورت گيرد.
به گزارش ايسنا، پژوهشگران يادآورشدند كه روشن كردن و راهاندازي اين شتابگر به سادگي زدن يك كليد نيست.
هر يك از هشت بخش اين شتابگر بايد تا دماي عمليات آنها كه 271- درجه سيلسيوس و سردتر از فضاي خارجي است، خنك شود.
در حال حاضر اين مرحله به نتيجه موفقيت آميزي رسيده اما آزمايشهاي الكتريكي بايد دنبال شوند.
دانشمندان اميدوارند كه اين آزمايش به آنها در زمينه كشف پاسخ سوالات اساسي مانند اين كه ذرات چطور چگالي سبك ميكنند، كمك كند.
آنها همچنين به بررسي و كاوش روي ماده مرموز كائنات(ماده تاريك) خواهند پرداخت.
نگران نباشيد، فردا جهان نابود نميشود!
به گزارش ايسنا، در شرايطي كه جامعه علمي جهان پس از سالها صرف وقت و با تلاش بيش از هشت هزار دانشمند فيزيک از هشتاد و پنج کشور جهان، روز چهار شنبه آزمايشي تاريخي را انتظار ميكشد، بسياري از مردم با ارسال اي ميل و تماس تلفني از اين مساله ابراز نگراني كردهاند!
آنها معتقدند که با اين آزمايش، جهان روز چهارشنبه به پايان خود خواهد رسيد!
اين تجربه علمي، لحظه کوتاهي پس از «انفجار بزرگ» را که گفته مي شود نقطه آغاز شکل گرفتن کائنات است به نمايش ميگذارد.
تجهيزات عظيم LHC با هزينه نزديک به 10 ميليارد دلار با کمک مالي بيست کشور و همكاري فني دهها كشور ديگر از جمله ايران ساخته شده است.
برنامه ساخت اين تجهيزات پيچيده از 10 سال پيش با اين هدف آغاز شد که راز خلقت و نحوه تکوين حيات با روش علمي گشوده شود. با اين هدف بيش از پنجاه سال پيش انسان به فضا رفت و بعد پا به کره ماه نهاد و اينک درزمين بدنبال گشودن راز آفرينش است.
به کمک اين وسيله شگفت انگيز قرار است آنچه به عنوان سياهچاله (فضايي) ناميده شده در اندازهاي فوق العاده کوچک توليد شود.
نگراني گروهي از مردم که در ميان آنها دانشمندان برجسته جهان نيز ديده مي شوند اين است که سياهچاله مصنوعي بعد از شکل گرفتن از راه بلعيدن محيط اطراف خود به نابودي و محو کره زمين بيانجامد.
اين نگراني ها حتي از سوي فرانک ويلسک، برنده نوبل فيزيک نيز ابراز شده و وي نسبت به مرگبار بودن اين آزمايش هشدار داده است اما پروفسور برايان کاکس از دانشگاه منچستر چنين تصوراتي را بي اساس ميداند.
جيمز گيليس، مسئول روابط عمومي اين پروژه نيز گفته است که تماسهاي اشکبار زيادي صورت مي گيرد که مردم ميخواهند تا فعاليت اين ماشين عظيم متوقف شود.
وي گفت: «هر روز اي ميل هاي زيادي مي رسد که خواهش مي کنند تضمين داده شود که جهان به پايان نخواهد رسيد!»
به گفته وي، برخي ديگر تهاجمي تر برخورد مي کنند و مثلا مي گويد: «شما خطرناک هستيد و قصد داريد تا جهان را از بين ببريد!»
به منظور پيشگيري از انجام اين آزمايش تاريخي، عده اي نيز به دادگاه حقوق بشر اروپا شکايت برده و از اين دادگاه خواسته اند که نسبت به توقف اجراي اين آزمايش اقدام قانوني به عمل آورد.
در عين حال مجريان اين پروژه اعلام داشته اند که ايجاد مدل سياهچاله (فضايي) خطري را متوجه کره زمين نخواهد کرد.
به هر رو، اهميت اين تجربه تاريخي در اندازه هاي ابداع قانون نسبيت انشتن و رابطه معروف او است.
اين آزمايش مي تواند فيزيک کوانتوم را که در ارتباط با ماده و انرژي در اندازه هاي اتم است به زندگي روزمره در کره زمين نزديک تر كند.
کشفيات ناشي از كار با اين شتابگر عظيم مي تواند به گشودن راه هاي تازه در جهت دست يافتن به منابع بيکران انرژي منجر شود. به جز کنجکاوي بشر براي گشودن راز خلقت، دست يافتن به منابع تازه انرژي نيز از جمله انگيزه هاي مجريان اين پروژه شگفت انگيز است.
چندي پيش گروهي از دانشمندان آلماني با انتشار بيانيه اي تاکيد کردند که ايجاد سياهچاله کوچک تنها براي بخش کوچکي از يک لحظه خواهد بود و تقريبا بلافاصله از ميان خواهد رفت.
استدلال آنها در قبال نگراني هاي منتقدان اين تجهيزات غول آساست که مي گويند آغاز به کار آن ممکن است به شکافته شدن کره زمين و نابودي آن بيانجامد.
استاد زيست شناسي مؤسسه فني ماسوچوست تأکيد کرد: ما هر چه عميقتر به جهان مولکول مينگريم، بيشتر درمييابيم که تعداد بسياري از عملکردها در ژنوم کدگذاري شدهاند.
لندر در پاسخ به اين که آيا با اين کشف بر اين باور بود که پاسخ بسياري از مسائل پزشکي را به دست آورده، گفت: بيل کلينتون، رئيسجمهوري سابق آمريکا نيز درباره اين کشف، جمله «ما کتاب زندگي و حيات را ميخوانيم»، بيان داشت، اما ما در حقيقت هنوز مشکلات فراواني در اين باره پيش رو داريم.
لندر افزود: يکسوم از اين مقدار يعني 4/1 درصد از کل ژنوم، مسئوليت کدگذاري پروتئينها را به عهده دارد و بقيه اين 5 درصد در خدمت هدايت ژنوم است.
وي در پاسخ به اين که آيا ميتوانيم در ژنوم توضيحي نيز براي روح انسان پيدا کنيم، ميگويد: چنين پاسخي اگر در ژنوم نباشد، کجا ميتواند باشد؟ اين رمز در نقطهاي در ژنوم پنهان است.
اين کارشناس آمريکايي ژنوم انسان ميگويد: مقايسه تفکيکي و جزء به جزء ژنوم و يا ماده ژنتيکي انسان با شمپانزه به عنوان نزديکترين خويشاوندان انسان، حدود 35 ميليون تفاوت نشان ميدهد. اين تفاوتها صرفا در ژنوم انسان قرار دارد؛ يعني يک چيزي از آن، ما را به يک انسان تبديل کرده است.
لندر تأکيد کرد: اما پاسخ به اين پرسشها که کدام يک از نوع تفاوتها تعيين کننده و مهم هستند و چه مقدار از اين تفاوتها اهميت دارند، از چالشهاي بزرگ است.
لندر ميگويد: ما نميتوانيم براي کشف اين رمز، آزمايشهايي انجام دهيم و مطابق دانستن ژنوم شمپانزه و انسان امري غيراخلاقي است. بدين خاطر، ما بايد با مقايسهها، به کشف اين رمز دست يابيم. بدين خاطر، من يکي از طرفداران بزرگ کار پژوهشي «سوانته پبو» يکي از همکاران خود در آلمان هستم.
او ادامه ميدهد: تيم پژوهشي «سوانته پبو» در آلمان، هماكنون ساختار ژنوم «نئاندرتالها» را از فسيلهاي استخواني از نو چينش ميکند.
اين زيستشناس آمريکايي ميگويد: نئاندرتالها نسبت به ميمونها بسيار نزديکتر به انسان بودند. دادههاي ژنتيکي نئاندرتالها به کسب پاسخي درباره پايه و بنيان ژنتيکي انسان به ما کمک خواهند کرد.
لندر همچنين به عنوان مدير «پروژه اطلس ژنوم سرطان» ميگويد: ما در اين پروژه بسيار مهيج و جالب، ميخواهيم همه تغييرات ژنتيکي را که باعث پيدايش سرطان ميشوند، رديابي کنيم. هدف اين پروژه اين است تا با کمک پنج هزار نمونه آزمايش براي هر کدام يک از 230 نوع تومور، ساختار ژنوم انواع سرطان مشخص شود.
لندر در پاسخ به اين که تفاوت ژنوم يک سلول سالم با يک سلول سرطاني چيست، ميگويد: مقدار جهشهاي ژنتيکي در يک سلول سرطاني آنچنان بزرگ نيست و صرفا کمتر از هزار جزء در مولکولهاي توارثي و ژنتيکي تغيير کردهاند و تغييرات ساختاري بزرگ در کروموزومها نيز به آن اضافه ميشود.
اين پژوهشگر که روي بافتهاي توموري بيماران کار ميکند، افزود: در اين بافتها، سلولهاي سالم و تعداد بيشماري از سلولهاي سرطاني در مراحل گوناگون هستند که ميتوانند جهشهاي ژنتيکي متفاوتي داشته باشند.
لندر درباره تفکيک سلولهاي سالم از سلولهاي سرطاني ميگويد: ما خرسنديم چنانچه بتوانيم ابتدا صرفا 85 درصد از ژنهاي سرطاني را پيدا کنيم. اين دادهها ميتوانند انقلابي در پزشکي سرطان ايجاد کنند.
لندر ميگويد: ما قادر به ارايه يک تفکيک مستدل و معقول از تومورهاي بيماران خواهيم بود تا پزشکان بتوانند بسيار مطمئن تر روش درمان صحيحي را پيش گيرند.
اين پژوهشگر تأکيد کرد: سرطان از طريق خطاها و اشتباهها در شبکه ژنتيکي سلول، يعني در يک تأثير متقابل ژنتيکي پيدا ميشود. ما امروزه تعداد زيادي دارو داريم که صرفا براي برخي از بيماران مفيد هستند. از آنجا که جهشهاي ژنتيکي در سلولهاي سرطاني هر فرد بيمار شناخته نيست، ما نميدانيم که اين تعداد داروها براي چه بيماري مفيد و براي چه بيماري بيفايده است، اما آزمايشهاي ما ميتواند اين دانستني و اطلاعات را ارايه کند.
لندر همچنين با اشاره به اينکه بودجه سالانه مؤسسه ملي سرطان آمريکا، پنجاه ميليارد دلار است ميگويد: ما براي پروژه «اطلس ژنوم سرطان»، به مدت ده سال مبلغ يك و نيم ميليارد دلار بودجه در اختيار خواهيم داشت.
وي استفاده از قشر جوان را مهمترين موضوع براي موفقيت علمي يک کشور قلمداد کرد و اظهار داشت: بزرگترين پيشرفتها را کشورها و سازمانهايي ميکنند که دانشمندان و پژوهشگران جوان خود را در حد امکان زود، مستقل کنند.
استاد مؤسسه فني ماسوچوست ميگويد: اين بزرگترين توانايي و قدرتبخش پژوهش در آمريکاست که استادان و پرفسورهاي جوان زود مستقل شده و بودجه تحقيقاتي دريافت ميکنند. ما بايد از استعدادها و ايدههاي متنوع قشر جوان پيش از رسيدن به چهل يا پنجاه سالگي استفاده کنيم.
«رولف ديتر هوبر»، فيزيكدان آلماني كه قرار است از سال آينده ميلادي رياست سازمان اروپايي پژوهشهاي هسته اي به نام «سي. اي. آر. ان» كه به نام «سرن» معروف است را بر عهده بگيرد، مي گويد: فيزيكدانان در آغاز هزاره سوم هنوز نمي دانند 95 درصد از جهان و كيهان از چه ساخته شده است، البته بشر در دهه هاي گذشته موفقيتهاي جالب و شگفت آوري در بخش فيزيك ذرات داشته و كيفيت ماده در محيط پيرامون خود را تشريح كرده است. اما ماده اي را كه ما به اين گونه مي شناسيم، صرفاً 5 درصد از كيهان و گيتي را تشكيل مي دهد و هنوز ما 95 درصد از عالم وجود و جهان هستي را نمي شناسيم.
«هوبر» كه از سال 2005 ميلادي مدير پژوهشي شتاب دهنده آلماني «اي. اي. اس. دبليو» در هامبورگ است در ادامه مي گويد: ما فقط اين را مي دانيم كه حدود يك چهارم جهان هستي، اصطلاحاً از ماده تاريك و تيره تشكيل شده است كه ما آن را نمي بينيم، به علاوه ما مي دانيم كه سه چهارم از كيهان و جهان هستي، اصطلاحاً از «انرژي تاريك» تشيكل شده كه گيتي را به حركت در آورده است، اما هنوز مقدار اندكي از آن را يافته ايم، بنابراين ما هم اكنون در آستانه درك اين 95 درصد ناشناخته هستيم و تئوري به اصطلاح «ابرتقارن» در فيزيك ذرات امكاني براي تشريح و شناخت 25 درصد از «ماده تاريك» است.
وي مي گويد: ما اميدواريم بتوانيم با كمك شتاب دهنده عظيم «ال. اچ. سي» وابسته به اين سازمان در سوئيس، نخستين گامها را به سوي تشريح «ماده تاريك» برداريم.
از نظر من «ابر تقارن» در فيزيك ذرات تئوري بسيار جالب و جذابي است كه اين تئوري «جهان در سايه» ايجاد مي كند.
«ابر تقارن» كه در اوايل دهه 1970 ميلادي توسط تئوريپردازان ابداع شد يك خاصيت رياضي است كه بين ذراتي مثل الكترون و پروتون كه تشكيل دهنده ماده هستند با آنهايي كه انرژي را منتقل مي كنند، مانند فوتونها، هماهنگي و تقارن ايجاد مي كنند.
او مي افزايد: بنابراين ما ميان فيزيك جديد با فيزيك شناخته شده كنوني تفاوت قايل هستيم و اين آزمايشها براي فيزيك جديد باز است. ما بايد در جستجوي فرآيندهايي باشيم كه نمي توان آن ها را با فرآيندهاي شناخته شده كنوني تشريح كرد. در نتيجه از ميلياردها سال پيش، برخوردهاي ذرات با انرژي بسيار بالاتر در كيهان و گيتي و حتي در جو و اتمسفر زمين وجود داشته، اما كره زمين همچنان پا برجاست، اما نسبت به ميزان درك بشر همواره ترديد مي كنم.
من مي دانم كه قدرت درك و پذيرش بشر محدود است، اما اعتقاد دارم بايد از اين قدرت و توانايي تا مرز نهايي استفاده كنيم و اميدوارم آزمايشهاي شتاب دهنده «ال. اچ. سي» بتواند نتايج و داده هاي جديدي بويژه در بخش «ماده تاريك» ارائه كند. افزايش درجه واكنش اين شتاب دهنده عظيم جزو برنامه هاي پژوهشي در سال 2015 تا 2020 ميلادي است.

این قارچها قادر هستند با ویرانی تمامی زمینهای زیر کشت به تولید گندم صدمه بسیار زیادی وارد کنند.
کارشناسان فائو معتقدند که کشورهای مستقر در شرق ایران همچون افغانستان، هند، پاکستان، ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان که از تولیدکنندگان عمده گندم هستند، توسط این قارچها تهدید میشوند و باید بسیار هوشیار باشند.

تخمین زده شده که در حدود ۸۰ درصد از کل زمینهای تحت کشت گونههای مختلف گندم در آسیا و آفریقا در برابر زنگ گندم آسیبپذیر است.
گفتنی است که هاگهای زنگ گندم اغلب توسط باد به مسافتهای طولانی برده میشود و حتی از یک قاره به قاره دیگر نیز انتقال مییابند.
مدیربخش محافظت و تولید گیاه فائو در این باره گفت: کشف قارچهای زنگ گندم در کشوری چون ایران نگرانکننده است.
شیواجی پاندی تصریح کرد: این قارچها به سرعت در حال انتشارند و میتوانند تولید گندم در کشورهای آسیبپذیر را به شدت کاهش دهند. کشورهای متاثر و جوامع بینالمللی باید از تحت کنترل بودن شیوع این قارچها اطمینان یابند و با این اقدام از افزایش بهای مواد غذایی که در زمان خاضر سیر صعودی دارد، جلوگیری کنند.
در گزارش فائو آمده که مقامات دولتی ایران به این سازمان اطلاع دادهاند که قارچهای مذکور در برخی از مناطق در بروجرد و همدان - واقع در غرب ایران - تشخیص داده شده و آزمایشها نیز حضور این قارچها را تایید کردهاند.
بنا بر این گزارش، ایران به فائو اعلام کرده است که ظرفیت تحقیقاتی خود را به منظور مواجهه با این خطر و نیز توسعه گونههای جدید گندم مقاوم و به این بیماری، توسعه خواهد داد.
قارچهای زنگ گندم برای اولین بار طی سال ۱۹۹۹ در اوگاندام کشف شد و به همین رو UG99 نام گرفت.
محققان دانشگاهی در سوئیس سیگنالی را ردیابی کردند که سرعتی بالا تر از سرعت نور دارد.
به گزارش خبرگزاري انتخاب به نقل از مهر، محققان دانشگاه ژنو در سوئیس موفق به کشف سیگنالی شدند که سرعت حرکت آن از سرعت نور بیشتر است.
در دنیای خارق العاده کوانتوم و مکانیک کوانتومی، پدیده ای به نام درگیری ذرات با یکدیگر وجود دارد به این معنی که اگر دو ذره که به شدت با هم در ارتباطند را از یکدیگر جدا کرده و در فاصله طولانی از هم نگه داریم ،علی رغم فاصله ای که بین آنها وجود دارد، در صورت بروز تغییر در یکی از ذره ها دیگری نیز دچار تغییر خواهد شد.
این پدیده توسط دکتر دانیل سالارت و همکارانش در دانشگاه ژنو مورد بررسی قرار گرفت. وی دو فوتون نور مرتبط و درگیر به هم را در آزمایشگاه به فاصله 18 کیلومتر از یکدیگر دور کرد و با بررسی خصوصیات هر یک از آنها دریافت که با تغییر در هر کدام دیگری نیز متحول می شود.
وی این آزمایش را بر روی جفتهای زیادی از فوتونها انجام داد که نتایج به دست آمده مشابه نتیجه اولیه بود.
با مشاهده این نتایج محققان به این نتیجه رسیدند که بین این دو ذره سیگنالی در حال حرکت است که خصوصیات یکی را به دیگری منتقل می کند.
بر اساس گزارش NewScientist، محققان بر این باورند که این سیگنال باید سرعتی 10000 بار بیشتر از سرعت نور داشته باشد تا بتواند خصوصیت یک فوتون را به دیگری منتقل کند.
نظریه دیگری که این تیم ارائه داد مبنی بر این است که سنجش خصوصیات یک فوتون به سرعت بر روی فوتونهای دیگر نیز تاثیر می گذارد.
در روش PCR که برای تشخيص ميکروب موجود در فضا استفاده می شود ؛ دانشمندان DNA را داغ نموده تا جايی که باندهای بين بازهای نيتروژندار تشکيل دهنده ميان دو زنجيره شکسته شوند و دو زنجير ه از هم جدا شوند.بعد از اين کار ؛ محلول را خنک می کنند و و دو قطعه کوتاه DNA به آن اضافه می کنند که به آنها Primers می گويند. هر کدام از اين Primer ها طوری طراحی شده اند که قادر به پيوند خوردن با دو سر مجزای DNA ميکروب دلخواه باشند.
آنزيمهای لازم مانند DNA Polymerase به Primers اضافه شده و آنها را در راستای DNA دلخواه گسترش می دهند بنابراين آن دو زنجيره اوليه DNA تبديل به چهار زنجيره می شوند به وسيله Primer ها. هر بار که اين چرخه تکرار شود ؛ تعداد زنجيره های DNA هم Exponentially زياد می شوند تا جايی که مقدارشان به حدی برسد که قابل مشاهده باشد.
اگر Fluorescent به DNA های ساخته شده اضافه کنيم ؛ می توانيم اين ازدياد زنجيره را در هنگام هر چرخه دنبال کنيم.
در روش DNA-based و يا PCR-based دانشمند بايد ترتيب و ساختار DNA ميکروبی را که تروريست استفاده می کند بداند و حدس بزند ولی اگر تروريست از ميکروبی استفاده کرد که دانشمندان DNA آن را در دست ندارند؛ بايد چه کرد؟
برای حل اين مشکل ؛ دانشمندان در Ibis Therapeutics کاليفرنيا سيستی طراحی کرده اند به نام Triangulation Identification Genetic Evaluation of Biological Risks يا TIGER که اول با استفاده از روش PCR ؛ تعداد زنجيره های DNA مورد نظر را می افزايد ولی با اين تفاوت که Primer ها به قسمتهايی از DNA پيوند می خورند که ساختن پروتئينها را کنترل می کنند و می دانيم که ساختن پروتئين برای ادامه حيات هر سلول زنده ای لازم و ضروری است و مخصوص ميکروب خاصی نيست ولی با همه اين حرفها باز هم اين روش حساس است به اين دليل که هر Microorganism ؛ DNA مخصوص به خود را دارد برای ساختن پروتئين در عمل Translation.
برای همين دانشمندان از روش mass spectroscopy استفاده می کنند تا اين اختلافها را اندازه بگيرند و با منبع استانداردی که در دست دارند مقايسه کنند تا بتوانند ميکروب مورد نظر را شناسايی کنند.
حالا اگر ميکروب ما دارای DNA نبود و ترکيبی زهر دار يا Toxins بود بايد چه کرد؟
در اينجاست که از Antibody يا پادتن استفاده می کنيم که مولکولهايی به شکل Y لاتين می باشند که توسط سيستم ايمنی بدن درست شده و به مولکولهای تخريبگر می چسبند و آنها را نابود می کنند.اين پادتنها قادر به شناسايی و چسبيدن به مولکولهای مخرب در سطح ميکروب مورد نظر می باشند و برای همين لازم به شکستن سلول نيست.
اينگونه پادتنها توسط U.S. Naval Research Laboratory يا Raptor طراحی شده اند و به آن Sandwich Assay هم می گويندبرای اينکه ميکروب مورد نظر يا Pathogen به اين Antibody های موجود در تراشه يا همان chips می چسبند و به وسيله لايه ديگری از Antibodies که با مولکولهای شبرنگ Flurescent علامتگذاری شده اند پوشانده شده و به صورت ساندويچ در می آيند.
دانشمندان قادر هستند با اين روش تعداد زيادی از ميکروبها را يکجا شناسايی کنند.
*** اين نوشته برگرفته از مقاله ای بود با عنوان Technology against Terror که توسط Rocco Casagrande نوشته شده بود و در اکتبر 2002 در مجله علمی Scientific American منتشر شد.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناک»، هوير با تاکيد بر اينکه فيزيکدانان در آغاز سومين هزاره هنوز نميدانند که 95 درصد از جهان و کيهان از چه ساخته شده است، افزود: بشر در دهههاي گذشته موفقيتهاي جالب و شگفتآوري در بخش فيزيک ذرات داشته و کيفيت ماده در محيط اطراف خود را تشريح کردهايم.
اين متخصص فيزيک ذرات گفت: اما مادهاي را که ما به اين نحو ميشناسيم، صرفا 5 درصد از کيهان و گيتي را تشکيل ميدهد و ما 95 درصد از عالم وجود و جهان هستي را نميشناسيم.
هوير که از سال 2005 ميلادي مدير پژوهشي شتابدهنده آلماني «دي.اي.اس.دبليو.» در هامبورگ است افزود: ما صرفا ميدانيم که حدود يک چهارم از جهان هستي اصطلاحا از «ماده تاريک و تيره» تشکيل شده است که ما آن را نميبينيم.
اين کارشناس گفت، بعلاوه ما ميدانيم که سه چهارم از کيهان و جهان هستي اصطلاحا از « انرژي تاريک» تشکيل شده است که گيتي را به حرکت در آورده است، اما هنوز مقدار اندکي از آن را درک کردهايم.
هويز در اين مصاحبه از سوي سايت آلماني «جهان فيزيک» انجام شده افزود: ما هم اکنون در آستانه درک اين 95 درصد ناشناخته قرار داريم و تئوري به اصطلاح «ابر تقارن» در فيزيک ذرات امکاني براي تشريح و شناخت 25 درصد از «ماده تاريک» است.
رئيس آينده سازمان اروپايي پژوهشهاي هستهاي گفت، ما اميدواريم که بتوانيم با کمک شتابدهنده عظيم «ال.اچ.سي.» وابسته به اين سازمان در سوئيس، اولين گامها به سمت تشريح «ماده تاريک» را برداريم.
هوير «ابر تقارن» در فيزيک ذرات را يک تئوري بسيار جالب و جذاب توصيف کرد و افزود: اين تئوري «جهان در سايه» ايجاد ميکند که در آن تعداد بيشماري از انواع ذراتي خلق شده است که ما هم اکنون داريم.
ابر تقارن که اوائل دهه 1970 ميلادي توسط تئوري پردازان ابداع شد، يک خاصيت رياضي است که بين ذراتي مثل الکترون و پروتون که تشکيل دهنده ماده هستند با آنهايي که انرژي را منتقل ميکنند مانند فوتونها، هماهنگي و تقارن ايجاد ميکنند.
اين فيزيکدان گفت، به علاوه تئوري «ابر تقارن» يک گام مهم به سمت جستجوي يک تئوري متحد و بزرگ است که نيروهاي مدل استاندارد را به سمت «قدرت بنيادي» سوق ميدهد.
هوير با توجه به آزمايشهايي که قرار است توسط شتابنده «ال.اچ.سي» انجام شود، افزود: ما بين فيزيک جديد با فيزيک شناخته شده کنوني، تفاوت قائل هستيم و اين آزمايشات براي فيزيک جديد باز است. ما بايد در جستجوي پروسههايي باشيم که نميتوان آنها را با پروسههاي شناخته شده کنوني تشريح کرد.
اين فيزيکدان گفت: از ميلياردها سال پيش برخوردها و اصابتهاي ذراتي با انرژي بسيار بالاتر در کيهان و گيتي و حتي در جو و اتمسفر زمين وجود داشته است اما کره زمين همچنان وجود دارد و پا پرجاست.
هوير با تاکيد بر اينکه اصطلاحاتي چون «ذراتي که جرم توليد ميکنند، ماده تاريک، دو برابر شدن ذرات» زماني به واژههاي رواج در مدارس و کتابهاي تدريس تبديل خواهد شد گفت، اين امر براي انگيزه قشر جوان بسيار مهم است. هم اکنون نيز واژههايي چون کوارک و لپتون جزو دورس مدارس است.
اين فيزيکدان افزود، معلم خوب من در دبيرستان مرا براي رشته فيزيک بسيار ترغيب کرد و به من گفت که چنانچه در دانشگاه اين رشته انتخاب نکنم، اشتباه کرده ام و هم اکنون اميدوارم که کار صحيحي انجام داده باشم.
هوير گفت: بسيار مهم است که معلمين در جريان تازه ترين نتايج پژوهشي قرار گيرند، اين امر به آنها انگيزه ميدهد و اين انگيزه ميتواند به دانش آموزان نيز منتقل شود. ما در مراکز شتابدهندههاي «دي.اي.اس.دبليو.» و «سي.اي.آر.ان.» نيز امکانات آموزشي براي معلمين و کادرهاي آموزشي ـ فني براي دانش آموزان داريم.
هوير با ابراز اميدواري نسبت به اينکه آزمايشات شتابدهنده «ال.اچ.سي» بتواند نتايج و دادههاي جديدي به ويژه در بخش «ماده تاريک« ارايه کند، گفت: افزايش درجه واکنش اين شتابدهنده عظيم جزو برنامههاي پژوهشي در سالهاي 2015 تا 2020 ميلادي است.
رئيس آينده سازمان «سي.اي.آر.ان» در پاسخ به اينکه آيا گهگاهي اين ترديد را دارد که بشر قادر به درک و فهميدن همه مسائل نيست، گفت: من نسبت به ميزان درک بشر دائما ترديد ميکنم.
هوير 59 ساله افزود: من ميدانم که قدرت پذيرش و قدرت درک و شعور بشر محدود است اما اعتقاد دارم که بايست از اين قدرت و توانايي تا مرز نهايي استفاده کنيم.

What few people know, however, is that Tusi also developed a basic theory of evolution - more than 600 years before Charles Darwin.
This theory appears in Tusi's popular work "Akhlag Nasiri" (Nasirean Ethics), a treatise on ethics in the Greek tradition built upon the 11th century "Tahdhib al-Akhlag of Ibn Miskawayh", which Tusi drafted in prison while being held by the Assassins, a religious terrorist group. He later revised it for his Mongol master (the Mongolian occupation led to his release from prison). "Nasirean Ethics" was translated into English by G.M. Wickens and published by George Allen & Unwin in 1964.
"Akhlag Nasiri" is about the perfection of humans. Tusi divides this perfection into two parts - material and spiritual perfection. He uses the term "takamul", which means "perfection" in Arabic. In modern Azeri, this same term now means "evolution".

Various evolutionary ideas existed before Tusi's time, as shown in the folklore and religious beliefs of certain Oriental peoples, including the Babylonians, Egyptians and Medians. However, these ideas were more mythological than scientific. They were later adopted and expanded upon by ancient Greek scholars such as Empedocles (490-430 BC) and Aristotle (384-322 BC).
Aristotle wrote: "Nature gradually, step by step, develops from inanimate substances to living creatures." Muslim scholars such as Abu Reihan Biruni (972-1048), Ibn Bajja (1070-1138) and Ibn Tufail (1110-1185) later tried to develop Aristotle's evolutionary views.
Left and Below: Tusi is most remembered for his work in astronomy and the Observatory that was built in Maragha (present-day Iran). These pages from medieval manuscripts include sketches of constellations drawn by his own hand. These days it is difficult to identify which constellations are intended as the Arabic names do not coincide with modern
Tusi used their works as the basis for a chapter of "Akhlag Nasiri", foreshadowing the theories of European scientists like Jean-Baptiste de Lamarck (1744-1829) and Charles Darwin (1809-1882).
There are some key differences between Tusi's approach and Darwin's "The Origin of Species". While Darwin used deductive reasoning, gathering samples of plants and animals to work his way from facts to a theory, Tusi used a more theoretical approach. Muslim scholars like Tusi relied on inductive reasoning, moving from theory to facts, instead of the other way around. He developed a theory and then explained the facts on the basis of this theory. When he wrote about evolution (he called it "perfection") as a theory, he therefore didn't dwell on the details. For instance, he didn't write specifically about natural selection or the struggle for existence. In modern terms, he was more of a philosopher than a scientist.

While this reasoning may seem backward to today's Western mind, some of Tusi's theories did have merit. For instance, Tusi believed that a body of matter is able to change, but is not able to entirely disappear. He wrote: "A body of matter cannot disappear completely. It only changes its form, condition, composition, color and other properties and turns into a different complex or elementary matter." His views were similar to those of the ancient Greek philosopher Heraclitus (530-470 BC).
Five hundred years later, M. Lomonosov (1711-1765) and Antoine-Laurent Lavoisier (1743-1794) created the law of conservation of mass, setting down this very same idea.
First Stage of Evolution
Tusi believed that the world once consisted of similar elements. He wrote: "They were equal and similar to each other. None of them had an advantage over the others, because all of these particles consisted of common primary matter."
From the modern point of view, it is possible to identify Tusi's primary particles as atoms or elementary particles. According to Tusi, in this first stage, all of the particles were similar and immobile. Later, internal contradictions gradually appeared inside this static world. Tusi wrote: "As a result, the balance was damaged, and the essential contrasts began to appear inside this early world. Therefore, some substances began to develop faster and better than others."
Tusi said that primary matter was the first link of the evolutionary chain. The four elements of Nature (fire, water, air and ground) were derived from this primary matter. In turn, minerals came from elements, plants from minerals, animals from plants, and humans from animals.

Tusi explained that hereditary variability was the leading force of evolution. He wrote that all living organisms were able to change and that the animate organisms developed owing to their hereditary variability: "The organisms that can gain the new features faster are more variable. As a result, they gain advantages over other creatures." This sounds remarkably like a simplistic form of Darwin's writings about mutations.
Why do these bodies of matter change? Tusi was right when he suggested: "The bodies are changing as a result of the internal and external interactions" - that is, as a result of environmental influences.
According to Tusi, substances compete with each other, so some of them have reached a higher level than others. Some bodies do not develop at all. Therefore, there are different levels of development in Nature.
Adaptation
Tusi noticed that organisms have unique ways of surviving. If an organism's structure corresponds to the environment, he said, that organism is perfect. He believed that all animals and plants in the world were perfect, because they all have the properties that are necessary to survive. Tusi wrote: "Look at the world of animals and birds. They have all that is necessary for defense, protection and daily life, including strengths, courage and appropriate tools [organs]".
Tusi wrote that animate organisms are adapted to the environment in different ways. At first, they can change the shape and structure of their bodies. Thus, each part of the body has its own function. "Some of these organs are real weapons," he wrote. "For example, horns-spear, teeth and claws-knife and needle, feet and hoofs-cudgel. The thorns and needles of some animals are similar to arrows."
In this way, some animals have changed their structure in order to adapt to a certain environment. Some animals have also adapted in terms of their behavior. Tusi wrote: "Animals that have no other means of defense (as the gazelle and fox) protect themselves with the help of flight and cunning."
Tusi also described social animals, which are forced to live together to protect themselves from the pressure of the environment. He wrote: "Some of them, for example, bees, ants and some bird species, have united in communities in order to protect themselves and help each other."
Plant and Animal Origins
Tusi identified three groups of animate beings in Nature: plants, animals and humans. What distinguishes them? According to Tusi, "Animals are higher than plants, because they are able to move consciously, go after food, find and eat useful things."
Advanced (higher) animals also have a [primitive] capability of reasoning and can easily adapt to their environment. If the environmental conditions change, the higher animals will change their behavior as well.
"There are many differences between the animal and plant species," Tusi wrote. "First of all, the animal kingdom is more complicated. Besides, reason is the most beneficial feature of animals. Owing to reason, they can learn new things and adopt new, non-inherent abilities. For example, the trained horse or hunting falcon...is at a higher point of development in the animal world. The first steps of human perfection begin from here."
Origin of Humans
Tusi believed that humans were derived from advanced animals. He wrote about the different transition forms between the human and animal world, saying: "Such humans [probably anthropoid apes] live in the Western Sudan and other distant corners of the world. They are close to animals by their habits, deeds and behavior."
Tusi said that humans are related to all living and inanimate creatures of Nature: "The human has features that distinguish him from other creatures, but he has other features that unite him with the animal world, vegetable kingdom or even with the inanimate bodies."
As to the differences, Tusi wrote that humans are not only biological, but also social beings: "Before [the creation of humans], all differences between organisms were of the natural origin. The next step will be associated with spiritual perfection, will, observation and knowledge."
According to Tusi, humans are distinct from animals because they are able to make professional tools (instruments). In conclusion, Tusi wrote: "All these facts prove that the human being is placed on the middle step of the evolutionary stairway. According to his inherent nature, the human is related to the lower beings, and only with the help of his will can he reach the higher development level."
Allegory or Science?
So why isn't Tusi widely known for developing the theory of evolution? It isn't just because he was from the East and wrote in Persian. Tusi's theory is based on philosophy and Islam. He believed that God created the world, and that after creation occurred, the world developed on its own, while God supervises and guides this process.
As a result, Eastern scientists who are familiar with Tusi's views about the perfection of the world have tended to interpret them from a religious or philosophical point of view. Many Muslims don't agree with the theory of evolution, just as some Christians don't, because it contradicts official theology. Although Tusi points at some of the same principles that Darwin developed, Eastern scientists consider Tusi's views as an allegory about the perfection of the human soulnot as naturalistic theory.
Dr. Farid Alakbarov first became interested in Tusi's views on evolution in 1986, when he began his research of Arabic texts at Baku's Institute of Manuscripts. In 2000, he wrote a booklet entitled "Nasiraddin Tusinin takamul gorushlari" (Azeri) (The Evolutionary Views by Nasiraddin Tusi), known as "Evolutsionniye vzglyadi Nasiraddina Tusi" in Russian. He also presented a paper on the subject at Azerbaijan International University's Conference Devoted to the 800th Jubilee of Nasiraddin Tusi. Dr. Alakbarov writes a regular feature column in AI related to medieval medicine. His previous articles are available at AZER.com in English; or at AZERI.org, in the Azeri Latin script.
See also "Scientists Who Made a Difference: Nasir ad-din Tusi and the Maragha Observatory" by Dr. Chingiz Gajar in Azerbaijan International (AI 4.2), Summer 1996, page 35.
به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين گونه جديد ذرت که از نظر ژنتيکي تغييراتي در آن ايجاد شده، توليد سوختهاي زيستي را بسيار مقرون به صرفه مي کند بدون اينکه به بذر گياه آسيبي برسد.
در حال حاضر توليد سوختهاي زيستي از جمله اتانول، بيشتر به وسيله دانه هاي گياه انجام مي شود و از برگها و ساقه گياه استفاده نمي شود، چرا که شکستن (تجزيه) سلولز موجود در برگها و ساقه ذرت و تبديل آن به قند و اتانول، روندي بسيار دشوار و پرهزينه است؛ اما کشف جديد، اين امکان را فراهم مي کند که از برگها و ساقه هاي گياه، که پسمانده هاي آن محسوب مي شوند، براي توليد ارزان اتانول استفاده شود و دانه هاي گياه هم بدون آنکه به سوخت بدل شود مانند گذشته به عنوان مواد غذايي مصرف شود.
پژوهشگران دانشگاه ايالتي ميشيگان به سرپرستي دکتر مريم بهروز (استيکلن) موفق شدند ذرتي را توليد کنند که حاوي آنزيم خاصي است. اين همان آنزيمي است که به گاو امکان مي دهد که برگها و ساقه هاي فيبري گياه را هضم کرده و به قندهاي ساده تبديل کند.
دکتر بهروز درباره ايده اوليه اين تحقيق مي گويد: کشف ها و اختراعات ما هميشه از طبيعت الهام مي گيرد. در اين مورد من فکر کردم که يک گاو که مثلا در آفريقا زندگي مي کند و فقط علف هاي بياباني و بوته هاي خار مي خورد، چطور مي تواند آنها را هضم کند و به انرژي تبديل کند. بعد متوجه شديم که ميکروبي در داخل شکم دوم يا معده دوم گاو وجود دارد که داراي آنزيم خاصي است و علفي که مي خورد به کمک آن، به انرژي تبديل مي شود.
محققان اين ژن مخصوص را به ژنوم گياه ذرت اضافه کردند. به اين ترتيب قند موجود در برگ ها و ساقه گياه ذرت بدون اضافه کردن مواد شيميايي مصنوعي گران قيمت، به قندهاي ساده تبديل مي شود و در مرحله بعد از آن اتانول گرفته مي شود.
براي تبديل فيبر به قند سه نوع آنزيم مختلف لازم است. ذرت جديدي که در دانشگاه ايالتي ميشيگان توليد شده داراي هر سه آنزيم لازم است که در سه مرحله به ذرت اضافه شده است: ذرت نسل اول، با کمک آنزيمي توليد شد که در ميکروب موجود در چشمه هاي آب گرم وجود داشت. آنزيمي که با آن مي شود سلولز گياه را به دو قسمت بزرگ (پلي ساکاريد) تقسيم کرد.
ذرت نسل دوم با کمک ژن موجود در نوعي قارچ طبيعي بوجود آمد که قطعات بزرگ سلولز را که از مرحله اول بدست آمده بود به قندهاي دو تايي (دي ساکاريد) تبديل مي کند.
ذرت نسل جديد با کمک آنزيم موجود در معده گاو توليد مي شود. آنزيمي که مولکولهاي قندهاي دو تايي را به قندهاي ساده (مونو ساکاريد) مي شکند و اين قندهاي ساده به راحتي قابل تبديل به اتانول هستند.
به گفته کارشناسان اين مساله مهم است که عاملي خارجي به بخش خوراکي گياه يعني بذر آن اضافه نشود.
دکتر بهروز مي گويد: براي اين که اين آنزيم روي بذر گياه اثر نکند، ما اين ژن را به دستگاه فتوسنتز گياه که آن را سبز نگه مي دارد. در نتيجه اين آنزيم، فقط در بافتهاي سبز گياه ظاهر مي شود.
به گفته کارشناسان وقتي که يک عامل خارجي به گياه اضافه مي شود گياه دو راه دارد يا از بين برود و يا عامل خارجي از جمله آنزيم را از بين ببرد اما اين دانشمندان به دنبال راهي بودند که نه گياه از بين برود و نه آنزيم را از بين ببرد.
بهروز و همكارانش، ژن را به گونه اي برنامه ريزي کردند كه آنزيم پس از توليد در قسمت سبز گياه فورا در واکوئل سلول انبار شود و در آنجا بماند تا وقتي که گياه درو شده و خرد شود.
به محض خرد شدن گياه، آنزيم کمک مي کند که فيبر گياهي به قند تبديل شود و آن قند بعدا به اتانول تخمير شود.
به گزارش ايسنا، بالا رفتن قيمت نفت منجر به اقتصادي تر شدن توليد سوختهاي زيستي شده که از ذرت، نيشکر، سويا و بعضي ديگر از دانه هاي گياهي بدست مي آيد. اما برنامه جهاني غذا وابسته به سازمان ملل متحد اعلام کرده است که در سال گذشته يک صد ميليون تن غله براي توليد اتانول مورد استفاده قرار گرفته و اين ميزان بسرعت در حال افزايش است.
با اتانولي که از ??? کيلوگرم ذرت بدست مي آيد تنها مي توان يک بار باک بنزين يک اتومبيل خانواده را پر کرد. در حاليکه اين ميزان ذرت براي تغذيه يک سال همان خانواده کافي است.
به همين دليل بانک جهاني و سازمان ملل متحد هشدار داده اند که در حالي که مردم جهان دچار گرسنگي اند نبايد مواد غذايي آنها را به سوخت تبديل کرد.
دکتر بهروز معتقد است که در ايران هم مي توان از کشف جديد براي تبديل پسمانده هاي نيشکر و برنج به سوخت گياهي استفاده کرد درحالي که فعلا اين پس مانده ها را مي سوزانند، فرآيندي که باعث آلودگي هوا و حتي شيوع بيماري آسم ميشود: «همين ژن را مي توان در برنج و نيشکر گذاشت اما به گونه اي که اين ژن در مورد برنج داخل بذر گياه يا بخش خوراکي آن وارد نشود و فقط روي برگها و ساقه گياه اثر بگذارد و در مورد نيشکر اين آنزيم به آن قسمتي که شکر در آن جمع مي شود وارد نخواهد شد و فقط به قسمتهايي وارد مي شود که امروزه سوزانده مي شود.»

بر اساس پيش بيني ها تا سال 2030 ميلادي، با رشد جمعيت جهان، تقاضا براي مواد غذايي پنجاه درصد بيشتر مي شود.
يافتههاي اين پژوهشگر ايراني، نه تنها باعث توليد ارزان اتانول مي شود که نسبت به سوختهاي فسيلي، آسيب کمتري به محيط زيست مي رساند، بلکه مي توان از بخش اصلي گياه يعني دانه هاي آن، به عنوان ماده غذايي استفاده کرد.
اين تحقيق هم اکنون در دانشگاه ايالتي ميشيگان به پايان رسيده و ثبت شده است.
به لینکها مراجعه کنید
هر موجود زنده ، دستگاه پیچیده ای است متشکل از واحدهای دقیقی که با نظمی عجیب در کنار هم کار می کنند. همه نظم و پیچیدگی و عملکرد دقیق این ماشین زیستی تحت کنترل ژنها است.

ژن ها را می توان ماشین هایی نانومتری به حساب آورد که در هسته سلول های موجود زنده به سر می برند و همچون معلمی دقیق دستورات لازم را به سلول های بدن دیکته می کنند.
دکتر محمدمهدی یعقوبی اولین فارغ التحصیل دکترای ژنتیک در ایران عملکرد 27ژن را در زمان تمایز سلول های بنیادی بررسی کرده و به نتایج قابل توجهی دست یافته است.
سلولهای بنیادی ، سلولهایی اند که در بدن جنین ، در نهایت به سلولهای بافت و اندامهای مختلف تبدیل می شوند. این سلولها، برخلاف سلولهای معمولی که با تقسیم شدن ، سلولهای مشابه خود را به وجود می آورند، می توانند به هریک از انواع سلول در بدن موجود زنده تبدیل می شوند و همین موضوع موجب پیدایش بافتها و اندامهای مختلف جنین می شود. سلولهای بنیادی به 2نوع سلولهای بنیادی جنینی و سلولهای بنیادی بالغ تقسیم می شوند.
نوع اول سلولهای بنیادی از جنین به دست می آیند. یک جنین 3تا 5روزه بلاستوسیست نامیده می شود و حاوی سلولهای بنیادی است که بشدت در حال تکثیرند تا اندامها و بافتهای مختلف جنین را به وجود آورند. نوع دوم سلولهای بنیادی در بدن انسان بالغ وجود دارند.
این سلولها در بافتها و اندام هایی نظیر قلب ، مغز، مغز استخوان و ریه ها وجود دارند و مخصوص ترمیمند. سلولهای بنیادی بالغ هم این قابلیت را دارند که در شرایط مناسب به سلولهای مختلف متمایز شوند.

سلول های مغز استخوان
در گذشته تصور دانشمندان بر این بود که سلولهای بنیادی هر بافت فقط به خودش متمایز می شود، در حالی که ثابت شده است سلولهای بنیادی مغز استخوان که به طور طبیعی سلولهای خونی را می سازند، در شرایط مناسب قابلیت تبدیل به هر بافتی را دارند.
به دست آوردن این سلولها کار چندان پیچیده ای نیست و نیاز به جراحی خاصی ندارد و می توان آن را با سرنگ از استخوان ران بیرون کشید.
یک ویژگی مهم سلولهای بنیادی مغز استخوان نسبت به نوع جنینی این است که از خود فرد گرفته می شوند؛ بنابراین ، پس از پیوند اصطلاحا پس زده نمی شوند چون کاملا با بافتهای سالم بدن بیمار هماهنگی دارند.
علاوه بر این سلولهای بنیادی جنینی ممکن است بعد از پیوند توموری شوند و مشکلات تازه ای را برای بیمار به وجود آورند در حالی که تا به حال گزارشی از توموری شدن سلولهای بنیادی مغز استخوان به دست نیامده است.
مشکل دیگر استفاده از سلولهای بنیادی جنینی ، بحث اخلاقی آنهاست که همواره در جوامع بشری مطرح بوده است.
به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، فضاپيماي «فونيكس»(ققنوس) كه از خاكستر فضاپيماهاي نافرجام ناسا برخاسته است، 13 مردادماه سال گذشته سفر پر فراز و نشيب 700 ميليون كيلومترياش را در اعماق فضا به سوي مريخ آغاز كرده و ميرود تا ساعاتي ديگر بخت خود را براي فرود در سطح اين سياره آزمايش كند.
«فونيكس»، نخستين فضاپيمايي است که در قطب شمال مريخ فرود ميآيد و امکان مشاهده و شناسايي کلاهک قطبي سياره را فراهم خواهد کرد.
هدف از اين سفر فضايي بررسي ترکيبات کلاهک يخي قطب شمال سياره و وجود آب مايع و شرايط لازم براي وجود حيات احتمالي در اين بخش از سياره سرخ است
«فونيکس» برخلاف ماموريت هاي قبلي همچون مريخنوردان دوقلوي «روح» و «فرصت» به جاي حرکت در ميان دشت ها يا دره ها، در جاي خود ثابت مي ماند و با حفاري به عمق سنگ ها و يخ هاي قطب شمال مريخ نفوذ ميکند تا به طور مستقيم آنها را بررسي کند.
گروه «علمي - پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آغاز اين ماموريت در گفتوگو با دكتر فيروز نادري، دانشمند برجسته ايراني و معاون مركز فضايي JPL (آزمايشگاه پيشرانش جت) ناسا ـ كه برنامهريزي و اجراي ماموريت «فونيكس» (Phoenix) توسط دانشمندان آن صورت گرفته است - از اهداف و دستاوردهاي متصور از اين ماموريت، مراحل مختلف آن، نحوه حركت و كنترل مسير فضاپيما، نحوه فرود آن و روند كاوشهاي سه ماهه آن بر روي مريخ را جويا شد.
دكتر نادري در تشريح روند اجراي ماموريت ف
ضايي «فونيكس» گفت: ماموريت مريخنشين «فونيكس» شامل سه مرحله اساسي است؛ يكي پرتاب آن به مداري در نزديكي زمين است، مرحله بعد رسيدن فضاپيما به مقصد و فرود آن در قطب شمال مريخ در پنجم خردادماه 87 و مرحله بعدي كاوشهاي علمي «فونيكس» در سطح مريخ است.

230 هزار كيلوگرم سوخت براي حمل فضاپيماي 700 كيلوگرمي
وي با اشاره به اين كه راكت حامل «فونيكس» ساعت 5 و 26 دقيقه صبح شنبه 13 مردادماه سال 86 (به وقت فلوريدا) به فضا پرتاب شد، خاطرنشان كرد: راكت DELTAII كه مريخنشين «فونيكس» را به فضا برد هم خود بسيار قابل توجه است. ارتفاع اين راكت به اندازه يك ساختمان 13 طبقه است و حدود 230 هزار كيلوگرم وزن دارد و اين در حالي است كه وزن فضاپيمايي كه در نوك اين راكت نصب شده، تنها 700 كيلوگرم است كه نشان ميدهد چه سوخت عظيمي نياز است تا جسمي با چنين وزني به فضا پرتاب شود.
دكتر نادري خاطرنشان كرد: اين راكت يك موتور اصلي داشت كه با سوخت مايع كار ميكند و 9 كمك راكت كه به دور آن پيچيده شدهاند تا انرژي بيشتري به آن بدهند كه شش كمك راكت همزمان با موتور اصلي روي زمين روشن شد و «شل» آن پس از يك دقيقه جدا شده و در اقيانوس سقوط كرد و سه كمك راكت ديگر پس از كاهش وزن راكت در فضا روشن شدند كه آنها هم بعد از سه دقيقه سوخته و به اقيانوس سقوط كردند. موشك، 10 دقيقه بعد از پرتاب به مداري در 200 كيلومتري زمين رسيد كه مقداري - كمتر از يك دور كامل – در اين مدار دايرهيي حركت كرده و بعد قسمتهاي دوم و سوم موشك واير كرده و آن را به سمت مريخ پرتاب كرد كه تقريبا 9 دقيقه بعد از پرتاب تمام مراحل عملكرد موشك خاتمه يافته و فضاپيما عازم مريخ شد.

سفر صدها ميليون كيلومتري فضاپيما تا مريخ بدون نياز به سوخت!
وي تصريح كرد: بايد توجه داشت كه حركت فضاپيما به سوي مريخ همانند حركت هواپيما نيست كه دائما سوخت مصرف كند بلكه همانند سنگي كه پرتاب ميشود از انرژي اوليهاي كه به آن داده شده، استفاده ميكند و بقيه مسير را با شتاب اوليهاي كه در مدار زمين پيدا كرده ادامه ميدهد و چون در فضا جو وجود ندارد و فضاپيما با اصطكاك مواجه نيست، همين شتاب اوليه براي رساندن فضاپيما به مقصد كافي است. البته از آنجا كه ممكن است در طول مسير چند بار ناچار به اصلاح جهت آن شويم مقدار كمي سوخت همراه فضاپيما هست كه البته فقط براي تصحيح مسير احتمالي به كار ميرود، نه حركت دادن فضاپيما.
دكتر نادري با بيان اين كه فضاپيماي فونيكس 9 ماه و نيم پس از پرتاب و طي 700 ميليون كيلومتر مسافت به مريخ ميرسد، اظهار كرد: البته فاصله زمين تا مريخ در زمان پرتاب فضاپيما كمتر از 700 ميليون كيلومتر است ولي نحوه پرتاب فضاپيما به اين صورت است كه آن را مستقيما به سمت مريخ در جايي كه در زمان پرتاب قرار دارد نفرستادهايم بلكه به جايي در مدار حركت مريخ ميفرستيم كه در زمان خاصي مريخ و فضاپيما با هم در آن نقطه تلاقي ميكنند.
وي فعاليتهاي لازم در طول اين 9 ماه و نيم آينده را تقريبا ساده عنوان كرد كه شامل كنترل دقيق مسير حركت فضاپيما در شش نوبت و اعمال اصلاحات لازم لازم در مسير حركت فضاپيما است.
فرود، مشكلترين مرحله ماموريت «فونيكس»
مدير ايراني آژانس فضايي آمريكا با اشاره به اينكه مشكلترين مرحله ماموريت «فونيكس»، فرود فضاپيما در سطح مريخ در بعد از ظهر 25 ماه مه (پنجم خرداد) است، اظهار داشت: مريخ مرز مشخصي ندارد ولي اصطلاحا از ارتفاع 125 كيلومتري سطح مريخ را داخل فضاي مريخ محسوب ميكنند. فضاپيماي «فونيكس» با سرعتي نزديك به 20 هزار كيلومتر در ساعت به فاصله 125 كيلومتري مريخ ميرسد و چالش اصلي كاهش اين سرعت فوقالعاده در مدت 7، 8 دقيقه براي جلوگيري از تصادم فضاپيما با سطح سياره است.
وي خاطرنشان كرد: غلظت جو مريخ يك صدم جو زمين است؛ با اين حال اصطكاك حاصل از همين جو رقيق ميتواند تا حد زيادي انرژي فضاپيما را كاهش دهد. در چهار، پنج دقيقه اول با اين كه هيچ كار خاصي انجام نميدهيم ولي 90 درصد سرعت فضاپيما به دليل همين اصطكاك بين فضاپيما با جو سياره كاسته شده و سرعت آن به حدود 2 هزار كيلومتر در ساعت ميرسد. البته فضاپيما به شدت داغ ميشود و دماي آن به 3000 درجه فارنهايت هم ميرسد كه اگر يك سپر آتشين نداشته باشد، ميسوزد. لذا مهمترين مساله اين است كه يك سپر حرارتي قوي براي تحمل حرارت در 4، 5 دقيقه اول فرود به آن بدهيم. پس از آن با اينكه سرعت فضاپيما به شدت كاهش يافته ولي ارتفاع باقيمانده هم تنها 13 تا 14 كيلومتر است (تقريبا به اندازهي ارتفاع پرواز هواپيماهاي معمولي) در حالي كه سرعت فضاپيما 2000 كيلومتر بر ساعت (دو برابر سرعت صوت) است. در اين مرحله چتر نجات باز ميشود كه بايد از استحكام بسيار بالايي برخوردار باشد كه بتواند حدود دو، سه دقيقه فضاپيما را نگه دارد تا فضاپيما به ارتفاع 600 متري از سطح مريخ ميرسد و بعد از آن فضاپيما جدا ميشود و فقط در 30 ثانيه آخر راكتهايي روشن ميشوند تا سرعت فضاپيما باز هم كاهش يابد تا در نهايت فرود آيد.
نامشخص بودن محل فرود فضاپيما در محدودهاي به وسعت 14 در 100 كيلومتر
دكتر نادري كه در آغاز اين ماموريت (تابستان گذشته) با ايسنا گفتوگو كرده بود درباره ميزان دقت فرود فضاپيماي «فونيكس» با توجه به خطرات فرود اين كاوشگر غيرمتحرك در محلهاي ناهموار گفت: با فنآوريهاي موجود دقت فرود فضاپيما محدودهاي بيضي شكل با اقطار 14 و 100 كيلومتر است و محل فرود فضاپيما را نميتوان دقيقتر از اين تعيين كرد و فضاپيما جايي در داخل اين محدوده بيضي شكل فرود ميآيد.
وي خاطرنشان كرد: يك خطر اساسي در ماموريت «فونيكس» همين است كه مريخنشين در محل مناسبي فرود نيايد؛ چون برخلاف «اسپيريت» و «آپورچونيتي» ارابه(كاوشگر متحرك) نيست و روي سه پا ثابت است. اگر فضاپيما فرضا در منطقهاي با سنگهاي نيم متري فرود آيد قابل تحمل است ولي اگر در جايي فرود آيد كه سنگهاي آن از نيم متر بزرگتر باشد با مشكل مواجه ميشويم؛ چون نميتوان پنلهاي خورشيدي را باز كرد يا اگر در زاويهاي حاد بنشيند امكان واژگوني آن وجود دارد؛ لذا اگر تمام مراحل ماموريت دقيق دقيق انجام شده باشد مرحلهي آخر فرود فقط دست خداست و نميتوان پيشبيني كرد كه در موقع فرود چه پيش خواهد آمد.
دكتر نادري در عين حال تصريح كرد: البته قبل از آغاز ماموريت به وسيله كاوشگرهاي مدارگرد مريخ مثل MRO از منطقه تصويربرداري كرده و چند منطقه را به دليل شرايط خاص آنها رد كردهايم و بهترين محل براي فرود انتخاب شده ولي به هر حال فضاپيما در يك محدودهي بيضي 14 در 100 كيلومتر فرود ميآيد كه احتمال بروز مشكل وجود دارد.
وي تصريح كرد: صرف نظر از خطر فرود در محلي نامناسب براي پايين آمدن فضاپيما در مريخ از دو ابزار جديد استفاده ميكنيم كه ريسك فرود را افزايش ميدهد، يكي رادار تازهاي است كه بايد قدرت بخش سرعت و ارتفاع را در هنگامي كه فضا پيما به مريخ نزديك ميشود داشته باشد كه با وجود دقت بسيار بالايي كه شده هنوز خيلي نگرانيم و ديگر اين كه موتورهايي كه در 30 ثانيه آخر فرود براي كاهش سرعت فضاپيما به كار ميروند نيز تاكنون استفاده نشدهاند.
ناسا در قطب شمال مريخ دنبال چيست؟
مدير سابق ماموريتهاي مريخ ناسا با اشاره به اينكه فضاپيماي «فينيكس» نخستين كاوشگري است كه به نزديك قطب شمال مريخ اعزام ميشود، اظهار داشت: موقعيت محل فرود فينيكس نسبت به قطب شمال مريخ تقريبا معادل شمال ايالت آلاسكا به قطب شمال زمين يعني نزديك مدار 70 درجه است. علت اين منطقه اطلاعات حاصل از ماموريت اوديسه در سه چهار سال پيش است كه نشان داد در نزديكي قطب شمال مريخ بسيار بيش از آنچه فكر ميكرديم آب به صورت يخزده وجود دارد و نيازي هم نيست كه تا عمق زيادي را كاوش كنيم. هدف اين ماموريت اين است كه بفهميم آيا اصولا آب به صورت مايع هم در زير سطح مريخ وجود دارد كه وجود آب مايع نشاندهنده مناسب بودن محل براي حيات احتمالي است.
وي خاطرنشان كرد: فضاپيماي «فينيكس» به بازويي دو متري مشابه بازوي انسان – داراي شانه و آرنج – مجهز است كه به جاي انگشتان آن بيلچهاي قرار دارد كه ميتواند تا عمق نيم متري سطح نفوذ كند و علاوه بر آن به وسايل و تجهيزات مجهز شده كه بتواند مواد حاصل از كندن سطح مريخ را بررسي كند.
بررسي تركيبات مريخ با دقتي تا يك هزارم قطر مو!
دكتر نادري درباره لوازم و تجهيزات علمي موجود در اين كاوشگر به ايسنا گفت: در ارتفاع دو متري مريخنشين دو دوربين مشابه چشم انسان نصب شده كه فاصله و قدرت ديد آنها همانند چشم ماست و وضوح تصاوير گرفته شده با اين دوربينها يك مگاپيكسل (يك دهم دوربينهاي خوب موجود) است. يك دوربين هم در سر بيلچه انتهاي بازوي كاوشگر متصل شده تا محدوده اطراف آن را بررسي كند. علاوه بر اين دو ميكروسكوپ نوري و نيروي اتمي با قابليت تشخيص تا يك هزارم قطر مو و يك سيستم هواسنج با قابليت بررسي دما و فشار جو در طول شبانهروز و ... دارد كه اين هواسنج خود داراي يك سيستم ليزري است كه از انعكاس پرتو تابيده شده به سوي جو مريخ بررسيهاي جوشناسي انجام ميدهد.
دانشمند ايراني آژانس فضايي ناسا تصريح كرد: اساسيترين ابزارهاي كاوشگر «فونيكس» دو آزمايشگاه شيمي است كه نمونههاي تهيه شده از خاك و يخ زير سطح مريخ را بررسي ميكنند. اين آزمايشگاهها داراي هشت اجاق كوچك استوانهاي به طول 1 سانتيمتر و قطر 2، 3 ميليمتر است كه نمونههاي جمعآوري شده در اين اجاقها تا نزديك 1000 درجه سانتيگراد حرارت ميبيند تا مشخص شود كه آب يخزده در چه دمايي از يخ به آب مايع و در چه دمايي به بخار تبديل ميشود كه با توجه به تفاوت اين شاخصها در مواد مختلف ميتوان نوع مواد و تركيبات موجود در آن منطقه از مريخ را تعيين كرد كه خصوصا به دليل تركيبات حاوي كربن هستيم كه عنصري اساسي در حيات است. يكي ديگر از ابزارهاي اين آزمايشگاههاي مينياتوري شيمي، pH متر (ابزارهاي اندازهگيري اسيديته) است كه مواد جمعآوري شده را در آبي كه همراه فضاپيما به مريخ بردهايم حل كرده و اسيديته آنها را اندازهگيري ميكند.
«فونيكس» در جستوجوي شرايط حيات است نه حيات احتمالي!
وي با اشاره به اينكه مدت ماموريت «فينيكس» در سطح مريخ 90 روز است و بعد از آن به دليل برودت شديد سطح فضاپيما از يخ پوشيده شده و از كار ميافتد، خاطرنشان كرد: وجود آب يخزده در منطقه فرود مريخنشين «فينيكس» براي ما مسجل است و هدف ما بررسي اين مساله است كه آيا اين منطقه قابليت ميزباني حيات - به شكل تكسلولي – را دارد يا نه كه لازمه آن وجود آب به صورت مايع – غير يخزده – در زير سطح سياره و همچنين وجود كربن است. فينيكس وجود اين دو عامل موثر در حيات را بررسي ميكند؛ چون تجهيزات آن قادر به تشخيص وجود موجودات زنده احتمالي نيست و تنها وجود اين دو شرط مهم براي حيات را بررسي ميكند.
دكتر نادري در عين حال تصريح كرد: البته در صورت وجود احتمالي حيات در مريخ و برجا ماندن شاخصهايي از آنها احتمال تشخيص شانسي آنها وجود دارد ولي هدف اصلي از اين ماموريت كشف موجودات زنده احتمالي در مريخ نيست و هدف اصلي تخمين قابليت اين منطقه براي وجود حيات است. ما نميدانيم حيات احتمالي در مريخ به چه صورت بوده و چگونه خود را نشان ميدهد؛ بنابراين ابزارهايي كه بتواند مستقيما آن را كشف كند در اختيار نداريم.
وي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه با توجه به برودت بالاي قطب شمال مريخ چرا جست و جوي حيات احتمالي در مريخ در مناطق گرمتر (نزديك به استوا) مريخ انجام نميشود، اظهار داشت: علت انتخاب قطب شمال مريخ اين است كه از وجود آب در زير سطح آنجا مطمئنيم ولي در جاهاي گرمتر مريخ مشخصا آب پيدا نكردهايم؛ لذا احتمال يافتن حيات در آنجا خيلي كم است. مساله اساسي در بررسي احتمال حيات، وجود آب مايع است، نه دماي بالا.
«فونيكس» از خاكستر يك ماموريت شكستخورده برخاسته است!
مدير ايراني ناسا درباره وجه تسميه ماموريت «فونيكس» (ققنوس) گفت: «ققنوس» نام مرغي افسانهيي است كه پس از سوختنش، پرنده ديگري از خاكستر آن به دنيا ميآيد و دليل نامگذاري ماموريت اخير به نام «ققنوس» زنده نگه داشتن خاطرهي يكي از ماموريتهاي پيشين اعزام كاوشگر به مريخ است كه با شكست مواجه شد.
وي خاطرنشان كرد: ناسا سال 2000 دو سفينه را به مريخ فرستاد كه هر دو با شكست مواجه شد و آن موقع بود كه از من خواستند رياست ماموريتهاي مريخ ناسا را بر عهده بگيرم. در آن زمان دو فضاپيما را براي پرتاب به مريخ آماده كرده بوديم كه به دليل حوادث پيش آمده پرواز يكي از آنها كه قرار بود در مريخ فرود بيايد را متوقف كردم تا علت شكست ماموريتهاي قبلي را بفهميم و از حادثهاي ديگر پيشگيري شود و ديگري را كه يك مدارگرد بود به فضا فرستاديم. به همين دليل حالا كه فكر ميكنيم به علت شكست ماموريتهاي قبلي پي برده و با رفع آنها فضاپيماي ديگري را به سمت مريخ ميفرستيم به پيشنهاد مدير علمي اين برنامه آن را ققنوس (فونيكس) نامگذاري كردهايم. يعني از خاكستر آن فضاپيما كه از بين رفت يك سفينه جديد به وجود آوردهايم.
حيات فرازميني مهمترين سوال بشر!
مدير سابق ماموريت مريخ ناسا در پايان در پاسخ به اين سوال كه با توجه به يافتههاي سالهاي اخير كه اميدواري دانشمندان را نسبت به وجود حيات احتمالي در مريخ نسبت به دهههاي قبل كاهش داده است، جست وجوي حيات حقيقتا تا چه حد در پيشبرد ماموريتهاي مريخ موثر بوده و خود دانشمندان تا چه قدر با اين هدف و آرزو اين طرحها را دنبال ميكنند، اظهار داشت: اصولا اين سوال كه حيات در دنيا تنها مختص زمين است يا جاي ديگري هم وجود دارد، شايد بزرگترين سوال علمي بشر باشد و اين سوال را با يكي، دو ماموريت و بررسي يكي، دو مكان نميتوان پاسخ داد. ما جواب اين پرسش بزرگ را از چند محور دنبال ميكنيم كه بررسي مريخ يكي از آنهاست، ما همچنين با تلسكوپهاي عظيم مشغول بررسي ستارههاي بزرگ در وراي منظومه شمسي هستيم تا وجود سياراتي مشابه زمين در گرداگرد آنها را بررسي كنيم در حالي كه با علم و فن آوري كنوني امكان سفر به آنها را نداريم.
مقدمه
اصلاح نبات و دام یکی از صور تکامل است. و قوانین حاکم بر تکامل مصنوعی شبیه قوانین حاکم بر تکامل طبیعی است اما با این تفاوت که سیر تکاملی مصنوعی سریعتر بوده، چون بشر روند تکامل را کنترل میکند. در حالی که تکامل طبیعی تصادفا صورت میگیرد. بر این اساس ، در دورههای مختلف توجه اصلاح کنندگان به گیاهان صنعتی جلب شده است. بنابراین گیاهانی مورد مطالعه اصلاح کنندگان قرار میگیرند که دارای ترکیبات شیمیایی مخصوص باشند. مثلا دارای ترکیبات دارویی خاصی باشند. بنابراین ، اصلاح کنندگان ، مثل گذشته دنبال اهلی کردن یک گیاه وحشی نیستند بلکه تکیه آنها بر روی ژنهای مفید موجود در گیاهان وحشی میباشد که ایجاد مقاومت بالایی به امراض میکنند.
|
تاریخچه و سیر تحولی و رشد
- دوره اول: در این دوره انسان بدون شناخت نظام تولید مثل گیاهان ، برای اولین بار به کشت و تولید مصنوعی گیاهان تحت شرایط کنترل شده اقدام نمود. در این دوره انسان ، گیاهان برتر و مطلوب را ذخیره و نگهداری میکرد و به این ترتیب عمل انتخاب ناخود آگاه صورت گرفت. با مرور زمان اهلی کردن حیونات نیز آغاز شد بنابراین کشت گیاهان همراه با اهلی نمودن دامها انجام شد.
- دوره دوم: در این دوره انسان به نظام تولید مثل گیاهان پی برد و به آمیزش گونههای مختلف گیاهان پرداخت. اما هنوز اصول علمی ژنتیک کشف نشده بود و تلاقی گونهها بطور تصادفی و به عنوان یک نوع هنر صورت میگرفت.
- دوره سوم: این دوره با آزمایشات دقیق مندل آغاز شد، بعد از کشف قوانین مندل (1900)، اصول علمی اصلاح نباتات بر اساس قوانین ژنتیک توجیه شد. در این مرحله ، ژنهایی مورد توجه قرار گرفتند که اثرات زیادی در بیان صفات داشتند مثل ژن مربوط به رنگ.
اصول ژنتیکی تکامل گیاهان
از نظر علم ژنتیک ، اصلاح نباتات و تکامل نقاط مشترک زیادی دارند. در هر دو حالت نیاز به وجود تنوع گیاهی و انجام انتخاب روی فرمهای مفید میباشد. بنابراین تاثیر تکامل بر روی ژنتیک گیاهان از چهار طریق صورت میگیرد.
- تنوع مندلی: در حالت طبیعی اغلب موتاسیونهای ژنی ایجاد گیاهان ضعیف میکند که در اثر تنازع بقا از بین میروند. اما در برخی موارد موجب ایجاد سازش بیشتر با محیط میشوند و از این نظر مورد توجه اصلاح کنندگان قرار میگیرند و در اثر متراکم شدن چندین موتاسیون ژنی مفید ، یک گیاه اهلی ایجاد میشود. که این گیاه اهلی در اثر انتخاب طبیعی یا مصنوعی تکثیر پیدا کرده و جای گونههای ضعیف قبلی را میگیرد.
- هیبریداسیون بین گونهای: وقتی گونهها از نظر تاکسونومی (رده بندی) بهم نزدیک باشند، ممکن است تلاقی آنها ایجاد فرمهای باارزشی از نظر کشاورزی را بنمایند. و اگر این تلاقی بین گونههای دور از هم اتفاق افتد به این اینتروگرسیون گویند که در اکثر مواقع ، گونه تازه ایجاد شده عقیم است یا در نسلهای بعدی گیاهانی بدست میآیند که از هر دو گونه پدر و مادری ضعیفتر میباشند به خاطر همین تکثیر اینها با روشهای غیر جنسی صورت میگیرد.
- اتو پلوئیدی: افزایش تعداد دستههای کروموزومی را در یک گونه ، اتو پلوئیدی گویند. این گیاهان دارای سه یا چندین سری کروموزومند و وقتی با گیاهان دیپلوئید مقایسه میشوند دارای سلولهای بزرگتر با هستههای درشت میباشند. اما اینها در صورتی که تریپلوئید باشند دارای درجه تلقیح کمتری هستند و اصولا بذر تولید نمیکنند که در این صورت تکثیر اینها به واسطه پارتنوکارپی (بکرزایی) صورت میگیرد.
- آلو پلوئیدی: زمانی که دو گونه با ژنومهای مختلف باهم تلاقی پیدا کنند، و بعد تعداد کروموزومها در فرزندان آنها ، دو برابر شود الو پلوئیدی انجام شده است. معمولا هیبرید بین دو گونه با ژنومهای مختلف عقیم است، اما وقتی تعداد کروموزومها دو برابر شود، گیاه زایا میشود.
|
موارد موثر بر اصلاح نباتات
انتخاب
از تلاقی گونههای مختلف با ژنومهای مختلف ، نتاج (فرزندان) مختلفی ایجاد میشود. نتاجی که دارای سازش بیشتری با محیط زیست هستند توسط انتخاب طبیعی نگهداری و سایر نتاج به مرور زمان از بین میروند. به انتخابی که به واسطه انسان ، صورت میگیرد انتخاب مصنوعی گفته میشود. در برخی موارد انتخاب مصنوعی و طبیعی هم جهت باهم صورت میگیرد. ولی گاها دارای جهتهای مختلفی میباشند. زمان تاثیرگذاری به انتخاب مصنوعی کمتر است چرا که در کنترل انسان میباشد. مهمترین وظیفه اصلاح کننده در این مرحله عبارتست از اینکه از بین گیاهان مختلف حاصله تشخیص دهد که کدام گیاه مفیدتر بوده و باید نگهداری شود.
رانده شدن ژنتیکی
منظور از رانده شدن ژنتیکی ، کم و زیاد شدن تصادفی وفور نسبی ژنها در گیاهان میباشد که تغییر وفور نسبی ژنها بستگی به طرز انتخاب زارعین و حجم جامعه گیاهی دارد. اگر جامعه گیاهی کوچک باشد، و فقط چند بوته از یک سال برای سال بعد ، بذرگیری شود در این حالت بعضی از ژنها از نسلی به نسل بعد انتقال نمییابد و به موازات این ، جامعه گیاهی دیگری ، فرصت گسترش ژنهای خود را مییابد. در رانده شدن ژنتیکی ، انتخاب طبیعی یا مصنوعی دخالتی ندارد و فقط تصادف و شانس است که وفور نسبی ژنها را تغییر میدهد.
|
کاربردهای اصلاح نباتات
- افزایش عملکرد محصولات: انقلاب سبز ، به مسئولیت آقای نورمن بورگاف ، در اواسط قرن بیستم ، این نتیجه را داد که اگر کشت ، داشت و برداشت ، با تکنیکهای مدرن کشاورزی همراه باشد، بازدهی واریتههای اصلاح شده به حداکثر میرسد.
- مقاومت به امراض و آفات گیاهی: متاسفانه همراه با وسعت دادن به نژادهای جدید نباتات ، امراض جدید نیز ایجاد میگردد و بنابراین مقاومت دائمی امکان پذیر نمیباشد و بایستی مداوما اصلاح برای مقاومت در برابر امراض و آفات گیاهی صورت پذیرد.
- وسعت دامنه کشت: برخی از واریتههای گیاهی را در مناطق با شرایط اقلیمی خاص میتوان کاشت با تغییر برخی از صفات گیاهان ، می توان آنها را در محیط متفاوت هم کشت داد.
- تغییر کیفیت محصولات گیاهی: با گذشت زمان و صنعتی شدن جوامع انسانی ، توقعات افراد بشر تغییر میکند بنابراین باید استاندارد محصولات کشاورزی را متناسب با ذائقه افراد تغییر داد. امروزه اصلاح کنندگان توجه زیادی به کیفیت محصول مینمایند چون نه تنها باید عملکرد واریته جدید نسبت به واریتههای قدیمی زیادتر باشد بلکه کیفیت محصول از نظر چیدن ، حمل و نقل و استفاده در صنایع غذایی هم متناسب باشد.
- ماشینی نمودن برداشت نباتات: در برخی از نباتات مثل ذرت خوشهای و گندم ، رشد بیش از حد ساقه و خوابیدگی بوتهها ، افت قابل توجهی را در برداشت ماشینی ایجاد کرده است. برای رفع این مشکل اصلاح کنندگان ، به تولید واریتههای پا کوتاه پرداختند و واریتههای مناسب برداشت ماشینی را تولید کردند.
- واریتههای هیبرید: یکی از مهمترین عوامل افزایش محصول استفاده از پدیده هتروزیس میباشد که در واریتههای هیبرید ظاهر میگردد. چرا که در این روش ، سعی در تجمع دو صفت مختلف از نظر ژنتیکی و ایجاد یک صفت مناسب میباشد و این بدست نمیآید دیگر با انجام آزمایشات مکرر هیبریداسیون.
مباحث مرتبط با عنوان
ارزش بنيادي ما نه پول است ، نه ابزار، هر چند هر دو را براي ادامه كار لازم داريم، ارزش بنيادي ما نيروي انساني متخصص و متعهد است (نيروهاي فكري مسئول) . ما عزم آن داريم تا با تلاش در جهت دستيابي به علم و فناوري هاي زيستي نوين،ساير فناوري ها را تحرك بخشيده و راه حل هايي براي مسايل اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي كشور پيدا كنيم و از اين راه حمايتهاي سياسي و مالي مسئولين طراز اول كشور و مردم را بدست آورده و به سمت اهداف عاليه خود براي تبديل شدن به يك مركز علمي پيشتاز در منطقه خاور ميانه و جهان حركت نمائيم. وجه تمايز ما با ساير مراكز علمي نو بودن دانش ما است .
بهاء الدين نجفي در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس مهمترين فرصتها و چالشهاي بخش كشاورزي را دو بعد فيزيكي و نيروي انساني عنوان كرد و گفت: تنوع آب و هوايي در كشور از بعد فيزيكي به عنوان يك فرصت براي كشور مطرح است كه قابليت توليد محصولات مختلف را دارد و اين فرصت هم براي تامين و توليد غذاي داخلي و هم براي صادرات مناسب است.
استاد اقتصاد كشاورزي دانشگاه شيراز گفت: ايران از نظر نيروي انساني تحصيل كرده در بخش كشاورزي امكان بالقوهاي براي توسعه بخش كشاورزي دارد، در حالي كه يك تنگنا و چالش از نظر سطح سواد كشاورزان و بهرهبرداران است كه به نسبت پايين است.
نجفي با اشاره به اين كه ميل به مهاجرت در بين جوانان روستايي و كشاورز زادگان بالا است، گفت: تحصيل كردگان كشاورزي خود آنهايي كه روستازاده هستند، مايل برگشت به روستا و كار كشاورزي نيستند.
* كمبود آب چالش كشاورزي
استاد دانشگاه شيراز يكي از چالشهاي بخش كشاورزي را كمبود منابع آب دانست و گفت: بسياري از مناطق مستعد و دشتهاي كشور با بحران كم آبي و پايين رفتن سطح آب سفرههاي زيرزميني و شوري آب مواجه هستند.
* پيشروي كوير مزارع را تهديد ميكند
استاد دانشگاه شيراز گفت: در مناطق حاشيه كوير، پديده بيابان زايي و كوير بسيار از مزارع را تهديد ميكند.
نجفي گفت: يكي از چالشهاي بخش كشاورزي تاكيد بيش از حد بر توليد بدون توجه به معيارهاي فني زيست محيطي و استفاده بهينه از كود و سم شيميايي است. بيتوجهي به منابع پايه توليد كشاورزي به عنوان چالش به حساب ميآيد.
* سلامت غذا چالش كشاورزي
اين استاد كشاورزي دانشگاه شيراز، چالش بعدي بخش كشاورزي را سلامت غذاي توليدي ذكر كرد و گفت: بدون توجه به سلامت غذا تاكيد بر روي توليد بوده است، بنابراين بسياري از غذاهاي توليدي در مزرعه و دامداريها از نظر سلامت غذا مورد ترديد است.
نجفي گفت: استفاده بيرويه از كود و سم در مزرعه يك مساله مهم است، استفاده بيرويه آنتيبيوتيكها در دامداريها و مرغداريها هم از چالشهاي توليد مواد پروتيني به شمار ميرود.
*پايين بودن بهرهوري
استاد دانشگاه شيراز پايين بودن بهرهوري را مشكل بعدي بخش كشاورزي ايران خواند و گفت: تفاوت بين عملكرد در هكتار محصول در مزارع مختلف وجود دارد، اين امر ناشي از پايين بودن بهرهوري و كارايي عوامل توليد در توليد كشاورزي است اختلاف سطح بهرهوري در عوامل توليد قابل ملاحظه است.
وي گفت: شكاف بين بهرهوري با آموزش و ترويج و توسعه تكنولوژي قابل رفع است.
* نظام خرده دهقاني و بهرهوري پايين
نجفي گفت: تعداد زيادي از توليد كنندگان خرده پا از نظر بهرهوري پايين هستند كه اين امر به علت عدم به كارگيري تكنولوژي مانند بذر و نهال اصلاح شده و فناوري در سطح پايين است.
استاد كشاورزي دانشگاه شيراز گفت: پايين بودن عملكرد در واحد سطح باعث شده توليد گندم از يك هكتار زمين در برخي مناطق 8 تن و بيشتر و در برخي ديگر زير 3 تن در هكتار باشد، ميانگين كل كشور در توليد گندم آبي 2 تن در هكتار است.
* عمده آبياري كشاورزي سنتي است
استاد دانشگاه شيراز يكي از چالشهاي ديگر بخش كشاورزي را سنتي بودن سيستم آبياري كشاورزي خواند و گفت: مصرف و هدر روي آب در سطح مزارع روي هم رفته بالاست البته تلاشهايي در جهت آبياري مدرن و آبياري تحت فشار يا قطرهاي انجام شده، ولي كافي نيست.
بهاء الدين نجفي گفت: مشكلي كه در زمينه آبهاي تحت فشار است، در مناطقي كه آبياري تحت فشار اجرا شده، متاسفانه ميزان مصرف آب در مجموع كاهش نيافته است، چون از محل صرفه جويي آب، زمينهاي جديد زير كشت قرار گرفته است و مصرف كل آب كاهش نيافته است.
وي افزود: در بخش باغباني با روش آبياري قطرهاي و مدرن به افزايش توليد انجاميده، ولي به كاهش مصرف آب كمك نشده است، البته افزاش توليد جنبه مثبت دارد.
وي گفت: استفاده مطلوبتر از آب موجود در سطح مزارع با جايگزيني روش مدرن به جاي روش سنتي، در قالب پوشش شهرهاي آب، جلوگيري از تبخير، پوشش كف كانالهاي آب و جلوگيري از نفوذ در زمين انجام شدني است.
نجفي گفت: روشهاي آبياري بايد اصلاح شود، لزوم استفاده بهتر از آب با روش آبياري مدرن و يكپارچگي اراضي نيست، بلكه روشهاي توليدي و آبياري مهم است.
* توزيع مكاني و زماني بارندگي مهم است
استاد دانشگاه شيراز در مورد افزاش متوسط بارندگي كشور از 250 ميليمتر به 280 ميليمتر در سال 1385 گفت: صرف افزايش ميزان بارندگي مطلوب نيست، بلكه پراكندگي زماني و مكاني بارش اهميت دارد، توزيع زماني و مكاني اگر به خوبي باشد، اين افزايش به توليد بيشتر كمك ميكند وگرنه گاهي بارندگي خارج از فصل به ضرر كشاورز تمام ميشود.
*نوسان شديد بين متوسط بارندگي مناطق كشور
نجفي استاد دانشگاه شيراز گفت: رقم كلي بارش مهم نيست، در برخي مناطق مانند باريكه شمال كشور بالاي 2000 ميليمتر در سال بارندگي وجود دارد، در حالي كه در برخي قسمتهاي كشور 100 ميليمتر در برخي مناطق سالها يك قطره هم بارندگي وجود ندارد، بيشتر مناطق كشور خشك و نيمه خشك است.
وي گفت: بيشتر مناطق كشور خشك و نيمه خشك است، ميانگين بارندگي زير 250 ميليمتر در سال يعني كمتر از يك سوم رقم 750 ميليمتر متوسط جهاني است، همچنين توزيع نامناسب زماني و مكاني بارندگي باعث شده از همين مقدار اندك آب هم به خوبي استفاده نشود.
نجفي گفت: مشكل پايين بودن راندمان آبياري در سطح مزارع است روشهاي سنتي آبياري را بايد بهبود بخشيم.
*فرسايش خاك چالش بعدي كشاورزي
بهاءالدين نجفي استاد دانشگاه شيراز گفت: فرسايش خاك مساله بعدي و چالش مهم بخش كشاورزي است متاسفانه نوع غلط شخم عمود بر شيب در مناطق شيبدار عملا كمك به تسريع در فرسايش خاك ميكند.
استاد دانشگاه شيراز به مصرف بيرويه كود و سم شيميايي اشاره كرد و گفت: كودهاي زيادي باعث تخريب خاك شده و به مرور تمركز كودهاي فسفر در خاك انجام شده است.
نجفي با اشاره به اين كه كاربرد مكانيزاسيون در بخش كشاورزي و جايگزيني ماشين به جاي نيروي كار باعث افزايش بهرهوري ميشود، گفت: ماشين به شخم صحيح، برداشت سريع محصول و جلوگيري از برخورد محصول با فصل سرما كمك ميكند.
* مكانيزاسيون و كاهش هزينه توليد
استاد دانشگاه شيراز گفت: به كارگيري مكانيزاسيون در كشاورزي باعث كاهش هزينه توليد كشاورزان ميشود و مزاياي جانبي دارد، ولي آنقدر كه تكنولوژي غير مكانيكي در افزايش توليد اثر دارد، فناوري مكانيكي آنقدر موثر نيست.
بهاء الدين نجفي گفت: فناوري غير مكانيكي مانند استفاده از بذر و نهال مناسب و كود و سم به مقدار و به موقع سهم بيشتري در افزايش توليد دارد، سرمايهگذاري در بذر و نهال اصلاح شده بهتر از سرمايهگذاري در مكانيزاسيون در افزايش عملكرد محصول موثر است.
* اولويت سرمايهگذاري با تكنولوژي غير مكانيكي
اين استاد دانشگاه خاطر نشان ساخت: با سرمايهگذاري در تكنولوژي غير مكانيكي، خود به خود امكان استفاده تكنولوژي مكانيكي را هم توجيه ميكند و عامل موثري در افزايش عملكرد در هكتار دارد.
* انسان عامل تعيين كننده
نجفي استاد دانشگاه شيراز با اشاره به اين كه عامل انساني ، عامل تعيين كننده در افزايش بهرهوري كشاورزي است، گفت: چالش اصلي در اين بخش اين است كه كسي كه در روستا مانده و كار كشاورزي ميكند، سطح سوادش پايين است و پذيراي نوآوري نيست.
نجفي ادامه داد: كسي كه دانش كشاورزي دارد از روستا گريزان است ، حال اين مساله چگونه حل ميوشد، چالش است كه كشاورزي ايران با آن روبرو است.
* جذب فارغالتحصيل كشاورزي فرصت كشاورزي ايران
نجفي استاد دانشگاه شيراز با اشاره به اجراي طرحهاي «مهندس ناظر» كه در سالهاي اخير شروع شده است، گفت: اعطاي تسهيلات به فارغالتحصيلان، به كارگيري مهندسان ناظر مزرعه و حضور يك فارغالتحصيل در هر تعاوني توليد يا اعطاي مجوز بخش كشاورزي به شرط داشتن يك فارغالتحصيل ، عوامل به كارگيري دانش آموختگان بخش كشاورزي در توليد كشاورزي است.
نجفي گفت: بايد بازده سرمايهگذاري كشاورزي در جهت تشويق فارغ التحصيلان باشد. افزايش و حمايت شدن كه انگيزه حضور تحصيل كردگان در بخش كشاورزي بيشتر شود. نيروي انساني عامل مهمي است.
نجفي استاد دانشگاه شيراز گفت: تنوع آب و هوايي در كشور فرصتي براي توليد محصولات مختلف و متنوع كشاورزي است كه در فصول مختلف، محصولات متفاوت توليد ميشد.
وي گفت: استفاده از اين ظرفيت مستلزم برنامهريزي است.
* قيمت محصول و هدايت كشاورزان
استاد دانشگاه شيراز گفت: افزايش قيمت برخي محصولات ، كشاورزان را هدايت ميكند كه محصولات خارج از فصل در مناطق كاشته شود، اين امر نقش مهمي در بهرهگيري از تنوع اقليم بازي ميكند.
نجفي گفت: تنوع اقليم و توليد انواع گوناگون محصولات كشاورزي مزيت مناسي براي بازارهاي صادراتي كشور آفريده است، در بحث صادرات بايد استفاده بهتري از پتانسيل وضع اقليمهاي مختلف شود.
استاد دانشگاه شيراز گفت: با توجه به اين كه نيروهاي حرفهاي در بخش صادرات كشاورزي، فعاليت دارند، موقعيت صادراتي بهتري ميتوان به دست آورد.
نجفي گفت: به عنوان مثال توليد يك سري گل كه نياز به آفتاب بيشتري دارند، را ميتوان در كشور توليد و به هلند صادر كرد.
وي گفت: از پتانسيل آفتاب فراوان در كشور ميتوان در توليد غذاي با كيفيت و صادرات آن به نحو بهينه استفاده كرد.
نجفي استاد دانشگاه شيراز گفت: در بحث غذاي حلال كه در محصولات دامي و به نوع ذبح شرعي مربوط است، با توجه به اين كه اكثر كشورهاي همسايه ايران مسلمان و خواهان غذاي اسلامي حلال هستند، اين فرصت خوبي براي كشور به حساب ميآيد.
وي گفت: از اين فرصت خوب به عنوان يك مزيت ميتوان در جهت صادرات و گسترش بازار استفاده كرد.
موسس و عضو هيات امناي انجمن دانش و نوآوري ايرانيان (نيكي) گفت: گروه نيكي، به عنوان بزرگترين مجموعه ايرانيان دانشگاهي در خارج از كشور آماده هرگونه همكاري براي اجراي پروژههاي تحقيقاتي و راهاندازي دورههاي مشترك آموزشي بين دانشگاههاي داخلي و خارجي در جهت كمك به ارتقاي علمي كشور است.
به گزارش خبرنگارعلمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر عليرضا حقيقي، پژوهشگر ژنتيك پزشكي دانشگاه آكسفورد كه در دومين نشست مشترك اعضاي شبكه بينالملل نيكي در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي سخن ميگفت، خاطرنشان كرد: گروه نيكي (Network of Iranians for Knowledge and Innovation) مجموعهاي از ايرانيان دانشگاههاي مقيم خارج از كشور است كه با هدف ارتقاي سطح علمي داخل كشور تشكيل شده و اعضاي آن از ايرانيان و غير ايرانياني هستند كه پروژههاي مشتركي را با دانشگاههاي علوم پزشكي و غير علوم پزشكي داخل كشور آغاز كردهاند.
وي، نيكي را به عنوان بزرگترين مجموعه دانشگاهي ايرانيان مقيم خارج از كشور معرفي كرد و افزود: امروزه سطح پزشكي ايران با بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا قابل مقايسه است. ما با همكاري دانشگاههاي علوم پزشكي اقدام به راهاندازي برخي از اعمال جراحي پزشكي پيشرفته كردهايم كه از آن جمله ميتوان به پيوند پانكراس - كه براي اولين بار در كشور در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي راهاندازي شد -، پروژههاي مشترك با دانشگاههاي علوم پزشكي تهران، مشهد، شيراز و تبريز در خصوص راهاندازي پيوند كبد، پيوند سلولهاي جزيرهيي و يا كمك به همكاري ميان دانشگاههاي داخل و خارج از كشور براي راهاندازي رشتههاي مشترك آموزشي اشاره كرد.
پژوهشگر ژنتيك پزشكي دانشگاه آكسفورد انگلستان افزود: اين اولين بار است كه دانشگاههاي داخل با دانشگاههاي خارجي، دورههاي مشترك ايجاد كرده و مدارك مشتركي از طرف هر دو دانشگاه به فارغ التحصيلان اهدا ميشود.
عضو هيات موسس و هيات امناي انجمن ايراني دانشگاهي مقيم خارج از كشور خاطرنشان كرد: جلسه امروز اعضاي شبكه با حضور رييس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و روساي دپارتمانهاي دانشگاه و معاونان آموزشي و پژوهشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و با هدف هماهنگي براي همكاريهاي علمي و پژوهشي در آينده برگزار شد.
وي خاطرنشان كرد: بسياري از اعضاي شركتكننده از سوي گروه نيكي از روساي دپارتمانهاي دانشگاههاي خارج هستند و موقعيتهايي در انجمنهاي علمي خارج از كشور دارند كه به اين ارتباط كمك ميكند.
به گزارش ايسنا، حقيقي تصريح كرد: در سفر يكهفتهيي اعضا به ايران كه با همكاري دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي انجام ميشود، كارگروههايي براي فعاليتهاي آينده برپا ميشود.
نماتدهاي پارازيت گياهي سالانه حدود صدها ميليارد دلار به محصولات کشاورزي مختلف در دنيا خسارت وارد ميكنند که در اين ميان نماتد مولد گره ريشه يکي از مهمترين و اقتصاديترين نماتدهاي پارازيت گياهي است.
به گزارش خبرنگار پاياننامه خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دکتر سيد محمد رضا موسوي، دانشآموخته رشته مهندسي کشاورزي گرايش بيماري شناسي گياهي که اخيرا رساله خود را در مقطع دکتري در واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي به پايان رسانيده، براي نخستين بار در دنيا توانايي قارچ Verticillium epiphytum در کنترل نماتد مولد گره ريشه را مورد بررسي قرار داد.
نتايج مطالعات وي بيانگر توانايي نسبي قارچ مذکور در کنترل اين نماتد بود به طوري که اين قارچ در شرايط گلخانه تا پنجاه درصد بيماري را کاهش داد.
دکتر موسوي درباره اهميت اين عامل بيمارگر گياهي به ايسنا گفت: اين نماتد در تمام نقاط جهان خصوصا در مناطق گرم با زمستانهاي کوتاه و در بيشتر گلخانهها ديده شده است. اين انگل به بيش از دو هزار گونه مختلف گياهي که تقريبا شامل تمام گونههاي زراعي ميباشد حمله کرده و حدود پنج درصد از توليدات کشاورزي دنيا را نابود ميکند. حدود 80 گونه براي اين جنس در سراسر دنيا توسط محققان گزارش شده است كه از ميان آنها چهار گونه به عنوان گونههاي اقتصادي مطرح هستند و هر چهار گونه اقتصادي از ايران گزارش شدهاند.
وي افزود: نماتد مولد غده از استانهاي آذربايجان شرقي و غربي، اصفهان، بوشهر، تهران، خراسان، خوزستان، سيستان و بلوچستان، فارس، كرمان، كرمانشاه، گيلان، مركزي، هرمزگان و همدان گزارش شده كه بيانگر پراكنش گسترده و اهميت زياد آنها ميباشد.
عضو هيات علمي گروه گياهپزشکي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت خاطر نشان كرد: در مطالعه انجام شده همچنين علاوه بر واريته Pochonia chlamydosporia var. chlamydosporia براي نخستين بار در ايران مطالعه اثر بيمارگري ساير گونه ها و واريته هاي اين قارچ روي نماتد مولد گره ريشه صورت گرفت و نتايج حاصل از اين پژوهش حاکي از آن بود که سه عدد از جدايه ها در شرايط آزمايشگاه و گلخانه به ميزان 90 درصد بيماري را کنترل كردند.
وي با اشاره به اينکه در تحقيقات اين رساله براي نخستين بار در جهان ارتباط توليد آنزيم و بيماريزايي قارچ روي نماتد مولد گره ريشه نيز مورد بررسي قرار گرفت، خاطر نشان کرد: بر اين اساس آنزيم هاي پروتئاز و کيتيناز قارچ نقش بسيار مهمي در افزايش بيماريزايي داشتند.
گفتني است، با مشخص شدن اثرات مخرب آفت کشهاي شيميايي بر سلامت انسان و محيط زيست، گرايش به سمت روشهاي ديگر کنترل عوامل بيماريزاي گياهي از جمله روشهاي بيولوژيکي افزايش يافته است. از آنجا که کنترل بيولوژيکي شامل استفاده از ارگانيسمهايي است که يک جزء طبيعي محيط هستند، لذا عمدتا فاقد آلودگي و بعضا دائمي هستند.
مديريت تلفيقي آفات و بيماريهاي گياهي جهت کاهش خسارت نماتدها به حد قابل قبول، کاربرد شکارگرها و پارازيتها، مقاومت ژنتيکي ميزبان، اصلاح خاک، تناوب زراعي و در صورت نياز نماتدکشها را توصيه ميكند. در چنين سيستمي کنترل بيولوژيکي ضروري و مکمل سيستم مديريت تلفيقي آفات ميباشد.

کنترل بيولوژيک را کاهش جمعيت نماتدها از طريق فعاليت ارگانيسمهاي زنده، به جز گياه مقاوم که ممکن است به طور طبيعي اتفاق افتاده يا با اجراي تغييرات در محيط يا وارد کردن آنتاگونيستها به محيط انجام شود ميدانند. يک عامل کنترل بيولوژيکي موفق بايد ويژگيهايي داشته باشد از جمله توانايي بالايي در پارازيته کردن و يا شکار نماتد داشته باشد، براي نماتد اختصاصي باشد، قدرت رشد و بقا در دامنه قابل قبولي از اسيديته و دما را داشته باشد، امکان تکثير آن بر روي محيط کشت مصنوعي وجود داشته باشد و قابليت فرموله شدن و رقابت با ساير ميکروارگانيسمها را داشته باشد.
به گزارش ايسنا، تحقيقات در زمينه کنترل بيولوژيک نماتدهاي بيمارگر گياهي با استفاده از عوامل آنتاگونيست در ايران، نسبتاً جوان بوده و حدودا از دو دهه اخير آغاز شده و ضروري است تا با حمايت سياستگزاران بخش کشاورزي پژوهش هاي مرتبط با اين حوزه تقويت شود.
رييس پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي با اشاره به موفقيتها و طرحهاي تحقيقاتي متعدد پژوهشكده در زمينه توليد محصولات تراريخته گياهي از ارائه قانون ملي ايمني زيستي به مجلس شوراي اسلامي در هفته گذشته خبر داد و ابراز اميدواري كرد با تصويب اين قانون زمينه توليد و كاربرد محصولات تراريخته در كشور فراهم شود.
دكتر سيد مجتبي خيام نكويي كه اين مطلب را در پاسخ به سوال خبرنگار فنآوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) درباره روند تصويب قانون ملي ايمني زيستي عنوان كرد، افزود: فعاليتهاي پژوهشكده در زمينه مهندسي ژنتيك و توليد محصولات تراريخته به برنج محدود نميشود و در خصوص مهندسي ژنتيك كلزا و انتقال ژن به سيب زميني، ذرت، گندم، پنبه، يونجه، چغندر قند، گلابي و خرما نيز كار كردهايم ولي وظيفه پژوهشكده بيوتكنولوژي صرفا انجام تحقيق و آماده كردن محصولات براي آزاد سازي در مزارع است. با توجه به اين كه كشور ما به پروتكل كارتاهينا پيوسته است، همانند تمام كشورهاي عضو ملزم هستيم كه سازوكارها و قوانيني را رعايت كنيم لذا اگر طرحهاي پنبه و چغندرقند تراريخته نيز به نتيجه برسد تا وقتي قانون ملي ايمني زيستي نداشته باشيم در همين مرحله توقف ميكنيم و نميتوانيم كار خاصي انجام دهيم.

وي خاطرنشان كرد: در حال حاضر پنبه و بعد از آن سيبزميني در حال آماده شدن است ولي بايد تلاش كنيم كه سريعتر قانون مصوب كشور تا به اين نقطه كه رسيد بقيه سير خود را طي كند.
دكتر خيام نكويي كه در نشستي خبري سخن ميگفت درباره آخرين وضعيت قانون ملي ايمني زيستي ، تصريح كرد: تا آنجا كه ما مطلعيم پيشنويس قانون با نقطه نظراتي كه نمايندگان دستگاهها و وزارتخانهها داشتند تهيه و به دولت ارائه شد كه بعد از اعمال نظرات دولت، روز چهارشنبه گذشته براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي فرستاده شده است.
وي در پاسخ به اين سوال ايسنا كه آيا نظرات و انتقادات انجمنهاي علمي و برخي متخصصان زيستفناوري و ايمني زيستي كشور در زمينه پيشنويس قانون لحاظ شده است يا نه، خاطر نشان كرد: مرجعي كه بايد نقطه نظرات انجمنها را جمع بندي كند دبيرخانه شوراي ملي ايمني است كه البته ممكن است برخي از نظرات تامين نشده باشد اما نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه ارائه پيشنويس به مجلس شوراي اسلامي به مفهوم عدم تغيير آن نيست بلكه طبيعتا اگر نقطه نظري مطرح باشد ميتواند در مجلس نيز مورد بررسي قرار گيرد و اصلاح شود.
رييس پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي وزارت جهاد كشاورزي در ادامه در پاسخ به خبرنگار ايسنا كه نظر وي را درباره برخي ادعاها مبني بر عدم ارائه مستندات علمي طرح برنج تراريخته از سوي مجري طرح جويا شد، اظهار كرد: از تيرماه 84 تا سه ماه اول دولت نهم، دبيرخانه شوراي ملي ايمني زيستي در وزارت جهاد كشاورزي مستقر بود ولي پس از آن با تصويب هيات وزيران، دبيرخانه از وزارت جهاد كشاورزي به سازمان حفاظت محيط زيست منتقل شد و در حال حاضر زيرنظر آن سازمان است اما اين به مفهوم آن نيست كه همين مورد تاييد مجلس شوراي اسلامي است و ممكن است در مجلس شوراي اسلامي مورد تغيير قرار بگيرد. در حال حاضر، مهمترين نقش را در تصويب قانون ملي ايمني زيستي، مجلس شوراي اسلامي ايفاء ميكند كه مجلس نيز دعوت كرده تا دانشمندان نيز نظرات خود را بگويند و مهم است با اجماع نظر دانشمندان اين عرصه مجموعه را تدوين و به اجرا بگذارد. آنچه باعث توقف كشت محصولات تراريخته شده، نبود قانون است و اگر سازوكار قانوني وجود داشته باشد، محصولات ديگر نيز كه توليد شوند براي طي روند قانوني خود حرف و حديثي نخواهند داشت.
دكتر خيام نكويي همچنين با تشكر از نامه اخير 152 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به دكتر احمدينژاد جهت تقدير از فعاليتهاي پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي و حمايت از فنآوري زيستي تاكيد كرد: در اين نامه اعلام شد كه براساس گزارشهاي موثق و بررسيهاي صورت گرفته شده فعاليتهايي كه پژوهشكده بيوتكنولوژي در 5/2 سال گذشته انجام داده دستاوردهاي بسيار خوبي براي كشور به ارمغان آورده است. اين نشان دهنده آن است كه مجلس شوراي اسلامي حساسيت به جايي در خصوص رشد و توسعه علم و فنآوري به خصوص در فناوريهاي نوين در كشور دارد و اين حساسيت باعث شده تا با پايش فعاليتهاي بيوتكنولوژي آنجا كه فعاليتها در راستاي سند چشم انداز و برنامهها نيست تذكر داده شود و آنجا كه به خوبي صورت ميگيرد، يادآور شود.
وي گفت: اين حركت از طرفي عنايت ويژه نمايندگان را به مقوله بيوتكنولوژي كشاورزي ميرساند و تركيب امضاء كنندگان نامه به عنوان رييس جمهور نشان دهنده آن است كه اين نامه يك نامه كاملا عملي و موثق است و نمايندگان وقتي مقولهاي علمي مطرح است، اصلا بحثهاي سياسي برايشان اهميت ندارد و به دنبال گسترش حوزه علمند.
به گزارش ايسنا، دكتر خيام نكويي در ادامه با اشاره به راهاندازي رسمي بخش نانوتكنولوژي پژوهشكده بيوتكنولوژي در اسفند ماه جاري، اضافه كرد: با توجه به وظايفي كه در توسعه تشكيلات پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي به وجود آمد، در سال آينده نيز سه دپارتمان هستهيي، بيولوژي سيستمها و بيوانفورماتيك در پژوهشكده راهاندازي ميشوند كه بدين ترتيب تعداد دپارتمانهاي پژوهشكده، دو برابر ميشود.
وي در پايان از برگزاري همايش ملي كاربرد فنآوري هستهيي در علوم كشاورزي و منابع طبيعي در 19 و 20 خرداد ماه سال آينده در آستانه هفته جهاد كشاورزي خبر داد.
منبع ایسنا
حميدرضا صراف معيري، دانشآموخته دكتري اكولوژي حشرات دانشگاه تهران و مجري اين طرح در گفتوگو با خبرنگار «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار كرد: بر خلاف تصور عوام كه گياهان را موجودات الكني ميدانند، آنها ميتوانند با اطرافيان خود شامل ساير گياهان، حشرات و بندپايان در تعامل بوده و ارتباط برقرار كنند.
وي تصريح كرد: گياهان با فرستادن سيگنالهاي شيميايي و علائم بويايي اين ارتباط را ايجاد ميكنند و با قرار گرفتن در موقعيتهاي مختلف، رايحههاي متفاوتي را منتشر ميكنند كه براي انسان قابل درك نبوده و حاوي اطلاعاتي براي ديگر موجودات است.
دكتر صراف معيري خاطرنشان كرد: هنگامي كه گياهان مورد حمله آفات قرار ميگيرد، رايحههايي را منتشر ميكنند كه سبب جلب دشمنان طبيعي آن آفت شده و در نتيجه خسارت ناشي از آفت كاهش مييابد. اين تركيبات اصطلاحا رايحههاي القايي گياه(HIPVs) يا فرياد كمكخواهي گياه (S.O.S) ناميده ميشوند.
به گفته عضو هيات علمي گروه گياه پزشكي دانشگاه زنجان، زمينه اين تحقيقات از سال 1980 بوده و مطالعات در زمينه اين سيگنالها كه از بخشهاي مختلف گياه متصاعد ميشود، همچنان ادامه دارد.
عضو هيات علمي گروه گياه پزشكي دانشگاه زنجان با بيان اين كه در راستاي سند چشم انداز توسعه كشاورزي پايدار كه مبتني بر استفاده از روشهاي بيخطر براي محيط زيست است، كنترل بيولوژيك به عنوان يكي از بهترين روشهاي جايگزين سموم شيميايي توصيه شده است به ايسنا گفت: در اين طرح سعي شده با درك بهتر از روابط موجود بين دنياي گياهي و جانوري و همچنين بررسي ماهيت و چگونگي ارتباطهاي شيميايي بين گياهان و بندپايان گامي به جلو در جهت توليد علم و در نتيجه بهبود كارايي عوامل مفيد براي كنترل آفات برداشته شود.
صراف معيري در خصوص نحوه انجام آزمايشهاي اين پروژه كه بخشي از آن در دانمارك صورت گرفته است، اظهار كرد: در اين پروژه دو گياه فلفل و لوبيا را در موقعيتهاي مختلف قرار داده و هواي اطراف آن را كه حاوي اين تركيبات شيميايي است با تكنيكهاي پيشرفته تجزيه كرده و هنگامي كه آنها را در اختيار حشرات مختلف (آفت و دشمن طبيعي) قرار داديم، با عكس العمل متفاوت آنها مواجه شديم.
همچنين رفتار بيش از دو هزار و 400 فرد از آفات و حشرات مفيد به روش «بوياييسنجي»(Olfactometery) مورد مطالعه قرار گرفته و عكس العمل هر فرد در مقابل رايحههاي گياه ــ جانور بررسي شده است.
وي كه در تحقيقاتش از راهنمايي دكتر احمد عاشوري، عضو هيات علمي پرديس كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه تهران بهره گرفته است، خاطرنشان كرد: در گام بعدي براي درك بهتر از علت بروز رفتار متفاوت در افراد مورد آزمايش با استفاده از روشهاي مدرن مولكولي گاز كروماتوگرافي و اسپكترومتري جرمي، تركيبات شيميايي دخيل در تعاملات بين جانوران و گياهان ميزبان رديابي، استخراج و شناسايي شدهاند.
پژوهشگر ايراني دانشگاه نيوكاسل انگلستان در دستاوردي بي سابقه موفق به توليد سلول جنسي نر (اسپرم) از سلولهاي بنيادي مغز استخوان زنانه شد.

به گزارش سرويس فناوري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دكتر كريم نيرنيا كه چندي پيش موفق شده بود از سلول هاي مغز استخوان مردانه، اسپرم هاي ابتدايي توليد كند در اين پروژه توانسته است از سلولهاي مغز استخوان زنانه اسپرم به دست آورد كه اين اسپرم هاي را در اصطلاح «اسپرم زنانه» ناميده اند.
به گفته دانشمندان اگر اين روش با موفقيت به انجام برسد بسيار عملي تر از توليد اسپرم از سلولهاي جنيني خواهد بود.
دانشمندان انگليسي ميگويند كه با كمك تكنيك جديد امكان دستيابي به روش هاي درماني نوين ناباروري فراهم خواهد شد و اين امر انتقاد گروهي را برانگيخته است چراكه آنها معتقدند با قابليت تبديل مغز استخوان زنانه به اسپرم نقش مردان در فرآيند خلق حيات عملا منتفي خواهد شد.
دكتر كريم نيرنيا، استاد بيولوژي سلولهاي بنيادي در دانشگاه نيوكسل در ماه آوريل سال گذشته با گرفتن سلولهاي بنيادي از مردان بالغ و تبديل آنها به اسپرم هاي اوليه گام مهمي در اين تحقيقات برداشت.
وي هم اكنون موفق شده است در فرآيندي مشابه كه شرح آن هنوز منتشر نشده است از سلول هاي بنيادي بافت جنيني زنانه اسپرم توليد كند.
مرحله بعدي اين پژوهش وارد كردن اين اسپرم هاي ابتدايي به مرحله ميوز يا تقسيم سلولي است كه به اين ترتيب اين اسپرم ها به ميزان صحيح مواد ژنتيكي براي كسب توان بارور سازي دست پيدا كنند.
به گزارش ايسنا، نيرنيا كه در سال 2006 توانست با استفاده از اسپرم هاي حاصل از سلولهاي بنيادي جنيني مردانه موش هاي آزمايشگاهي را بارور كند در واقع قابليت اين روش را به نمايش گذاشت.
در آن تحقيق موش بارور شده با اين روش هفت نوزاد به دنيا آورد كه شش تاي آنها تا سن بزرگسالي زنده ماندند.
وي هم اكنون خوشبين است كه همين جنبه از اسپرم هاي رشد يافته در آزمايشگاه را براي زنان پياده كند.
نيرنيا در گفت و گويي با مجله علمي و برجسته نيوساينتيست اظهار داشت: من تصور ميكنم كه در اصل اين امر به لحاظ علمي امكان پذير خواهد بود.
وي ياد آور شد كه براي انجام روش استفاده از سلولهاي بنيادي مغز استخوان زنانه، جهت آغاز آزمايشهاي مربوط به توليد اسپرم زنانه هماكنون در تلاش براي ارائه درخواست تاييد اخلاقي از دانشگاه مزبور است.
دكتر نيرنيا متذكر شد: ما هماكنون در حال نوشتن فرم درخواست هستيم و در صورتي كه درخواستمان تاييد شود آزمايشهاي خود را در همين دانشگاه آغاز خواهيم كرد.
اين دانشمند برجسته سلولهاي بنيادي در شيراز متولد شده و پي از گذراندن دبستان و دبيرستان در زادگاهش، تحصيلات خود را در رشته بيولوژي ملكولي و سلولهاي بنيادي در دانشگاه گوتنگن آلمان پي گرفته و حدود دو سال بعد به عنوان پژوهشگر در اين دانشگاه شروع به فعاليت كرد و هماكنون يك سالي است كه در دانشگاه نيوكاسل به عنوان مسوول دپارتمان بيولوژي سلولهاي بنيادي فعاليت دارد.
دكتر نيرنيا چندي پيش در گفتوگويي با خبرنگار ايسنا از اجراي طرح فوقالعاده و بيسابقه ديگري در زمينه سلولهاي بنيادي در ادامه اين تحقيقات خبر داده و اظهار داشت: يك اقدام مهم ديگر مسير برعكس اين روش فعلي است به اين ترتيب كه تلاش ميكنيم دريابيم كه آيا از سلولهاي جنسي ميتوان سلولهاي مغز استخوان به دست آورد؟
در آزمايشهاي اوليهاي كه هنوز انتشار پيدا نكرده ما قصد داريم ببينيم كه آيا ميتوانيم از سلولهاي جنسي، سلولهاي بنيادي خون يعني سلولهاي مغز استخوان را توليد كنيم كه اين روش در صورت تكميل شدن، كاربردهاي زيادي در آينده خواهد داشت، مخصوصا در درمان برخي از سرطانهاي خون كه يك حالت جهش در سلولهاي بنيادي مغز استخوان بروز ميكند. اين امكان وجود دارد كه سلولهاي جنسي در اين بيماران هنوز سالم و قابل استفاده باشند و به اين ترتيب ميتوانيم امكان خونسازي سالم را براي اين قبيل بيماران فراهم كنيم.
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشكي تبريز موفق به استخراج يك تركيب دارويي ضد التهاب و ضد درد موضعي از گياه چله داغي شدند. 
دكتر عباس دلآذر، عضو هيات علمي گروه فارماكوگنوزي دانشكده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تبريز و مجري طرح در گفتوگو با خبرنگار پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار كرد: در تحقيقات اين طرح موفق به استخراج تركيباتي دارويي از ريشه اين گياه شدهايم كه براساس بررسيهاي انجام شده ميتواند پايهاي براي توليد دارويي ضد درد و ضدالتهاب قرار بگيرد و در حال حاضر پروژهاي براي توليد اين دارو به صورت پماد موضعي از سوي وزارت بهداشت به ما محول شده كه اميدوارم به زودي مجوز ساخت آن گرفته شود تا به عنوان داروي جديد به جامعه پزشكي معرفي شود.
وي تصريح كرد: تلاش ما اين است كه اين تركيب دارويي جديد بتواند پس از داروهاي پيروكسيكام و ديكلوفناك به نحو موثري در درمان درد و التهاب استفاده شود.
دكتر دلآذر خاطرنشان كرد: گياه چله داغي گياهي از تيره نعناع و بومي كشورهاي آسياي مركزي مانند ايران، ارمنستان و روسيه است. ريزومهاي اين گياه ساليان سال در طب سنتي ايران به عنوان ضد درد موضعي، ضد التهاب، در درمان شكستگي استخوان، آرتريت، آسيبهاي تاندوني و رباطي به كار ميرفته و در اين پروژه حضور تركيبات ايريدوئيدي، فنيل اتانوئيدي و مشتقات اسيد فروليك در آن گزارش شده است.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تبريز با اشاره به اينكه در گذشته ريشههاي غدهيي اين گياه را خشك و پودر و به همراه پي گوسفند به صورت پماد يا ضماد در ناحيهي آسيب ديده استفاده ميكردهاند، افزود: در اين تحقيقات جداسازي، تعيين ساختار شيميايي و ارزيابي فعاليت آنتي اكسيداني دو دي ترپن فورانولابدني از اين گياه گزارش شده است كه يكي از اين دو تركيب طبيعي، جديد به شمار ميرود.
برگزيده بخش محققان علوم دارويي سيزدهمين جشنواره تحقيقاتي علوم پزشكي رازي در ادامه به ايسنا گفت: HPLC تهيهاي فاز معكوس عصاره متانولي ريزومهاي گياه منجر به جداسازي دو تركيب دي ترپن گليكوزيدي phlomisoside II و يك ماده جديد (كه Eremostachiin ناميده شد) شد. ساختمان اين تركيبات به وسيله تكنيكهاي HRMS و NMR يك و دوبعدي تعيين شدند كه اين دو تركيب در مدل DPPH فعاليت آنتي اكسيداني از خود نشان دادند.
دكتر دلآذر در پايان با اشاره به اينكه نتايج اين تحقيقات تا به حال در قالب چهار مقاله بينالمللي به چاپ رسيده است، تصريح كرد: در فاز دوم اين پروژه، اثرات اين تركيبات بر روي حيوانات مورد مطالعه قرارگرفت و در آسيبهاي روماتوييدي، تاندوني و رباتي نتايج خوبي را حاصل كرد.
تحقيقات سحر هوشداران، پژوهشگر ايراني دانشگاه كاليفرنياي جنوبي و همكارانش نشان داد: عوامل اپي ژنتيك يا مسيرهايي را كه در پردازش و انتقال اطلاعات ژنتيكي DNA اسپرم موثرند ميتواند عاملي مهم در ناباروري مردان باشد.
به گزارش سرويس «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ربكا سوكول، استاد ژنكلوژي دانشكده پزشكي كيك دانشگاه كاليفرنياي جنوبي در اين باره، گفت: اين اولين گزارش بر اساس معلومات ما است كه يك تشخيص اپي ژنتيك گسترده در ارتباط با رشد غيرطبيعي ترشحات جنسي مردانه را نشان ميدهد.
در آمريكا حدود چهار ميليون زوج ازدواج كرده و در سن پدر شدن، نابارور هستند و تقريبا 40 درصد از موارد علت ناباروري در مردان است.
به گفته هوشداران، متخصص بيوشيمي و بيولوژي مولكولي، شيوع موارد غيرطبيعي اپي ژنتيك نشان دهنده يك نارسايي متيليشن DNA گسترده در اسپرم غيرطبيعي انسان است.
در اين پژوهش پزشكان بر روي تغييرات اپي ژنتيك متمركز شدهاند. تغيير اپي ژنتيك به معني تغييرات بيشتر در توالي ژنتيكي و شامل هر فرايندي است كه فعاليت ژن را بدون تغيير در توالي مولكول DNA دگرگون ميكند.
برخي از اين تغييرات اپي ژنتيك از يك نسل به نسل ديگر به ارث ميرسند.
پژوهشگران در اين تحقيق نمونههايي از ترشحات جنسي مردانه را كه به كلينيكهاي ناباروري مراجعه كرده بودند، مورد مطالعه قرار دادند و با استفاده از تكنيكهاي بيولوژي مولكولي تخصصي وضعيت اپي ژنتيك DNA اسپرم آنها را بررسي كردند.
به گزارش ايسنا، آنها دريافتند كه DNA اسپرم مردان داراي اسپرم كمتر يا غيرطبيعي از سطح بالايي از متيليشن برخوردار است كه يكي از راههايي است كه بدن براي تنظيم ژنها استفاده ميكند. همچنان كه DNA اسپرمهاي طبيعي هيچ وضعيت غيرطبيعي از نظر متيليشن نشان نداد.
بعنوان بخشي از روند تكامل روش شبيهسازي انسان، زوجهاي انگليسي به زودي ميتوانند صاحب نوزاداني شوند كه از ديانآي DNAدو زن و يك مرد توليد شده باشند. به گزارش ايرنا به نقل از آبزرور، سياستمداران انگليسي در بحث پيرامون قانون جنجال برانگيزي كه قرار است در اين هفته انجام شود، ميكوشند راههايي را براي مجاز كردن ايجاد نوزادان آزمايشگاهي با استفاده از مواد بيولوژيكي سه نفر بيابند.
اين قانون در صورت تصويب، توليد جنين از هسته تخمك يك زن، اسپرم همسر و ميتوكندري زن ديگري را مجاز ميكند. ميتوكندري مادهاي است كه اطراف هسته تخمك را احاطه و به رشد سلول كمك ميكند.
روزنامه اينديپندنت روز يكشنبه گزارش داد، در صورتي كه اين قانون بحث انگيز به تصويب برسد، در دهه آينده نوزاداني با استفاده از اين شيوه شبيهسازي به دنيا خواهند آمد.
اما انتظار ميرود بسياري از سياستمداران و رهبران مذهبي با قوانين جديد مخالفت بورزند. استدلال آنان اينست كه دانشمندان با اين اقدام خود بطور موثري راه را براي تولد نخستين انسان شبيهسازي شده هموار ميكنند و نياز به پدر را در تولد كودك از بين ميبرد.
اما دانشمندان ادعا ميكنند اين فرايند جديد بمنظور كمك براي يافتن درماني براي بيماري ميتوكندري طراحي شده است كه ميتواند به بروز صرع، ديابت و آسيبهاي مهلك به اعضاي مختلف بدن منجر شود.
محققان مركز تحقيق سلول بنيادي شمال انگليس در نيوكاسل ميگويند آزمايش براي توليد نوزادان با استفاده از اين روش جديد، ميتواند طي پنج سال آينده آغاز شود.
پروفسور آليسون مورداك سرپرست پزشكي دستگاه توليدمثل دانشگاه نيوكاسل گفت اين كار شامل انتقال هسته سالم از تخمك بارور شده داراي ميتوكندري آسيب ديده به تخمك اهدايي با ميتوكندري سالم است.
وي گفت بررسيهاي براي مشاهده اينكه آيا انتقال هسته از تخمك ناسالم بارورنشده به تخمك ديگري پيش از بارورسازي ميتواند موثر باشد يا خير، ادامه خواهد داشت.
مخالفان اين قوانين جديد ميگويند اين قوانين با قوانيني كه در سال ۲۰۰۱براي ممنوعيت شبيهسازي انسان به تصويب رسيد تناقض دارد.

